محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

199

تحفه خانى ( فارسى )

حرارت غريزى و روح فانى شده است و چون حد فاسد و صحيح بر معالج واضح شود مىبايد كه آلت داغ را خواه آهن باشد و خواه فتيله بر محل فاسد بنهد و مقدارى كه طبيب متجرب و جراح صايب التدبير مناسب و مصلحت داند بسوزد و گاه چنانست كه لحم و عظم هر دو فاسد مىشود پس با وجود داغ بر لحم استخوان را كه در شيب اوست و بفساد انجاميده نيز داغ بايد كرد تا فساد گوشت و استخوان هر دو باطل شود و اين تدبير در غرب مىكنند و مراد بغرب جراحت بناسور انجاميده كنج چشم است از جانب انسى و اما اين تدبير مذكور كه در فساد گوشت و استخوان هر دو باشد در قروح و جراحات بيشتر مخاطره است زيرا كه مغز سر از حرارت آتش زود متاثر مىشود و اين موجب اختلاط عقل و هلاك است و ديگر داغ بر عصب و اوتارو رباطات مخاطره است و درين تدبير جرّاح عالم بقوانين اعمال مىبايد . [ 94 ] مقاله مختومه از قسم علمى و عملى در بيان قانون در اجتماع مرض و ببايد دانست كه از قوانين علاج اينست كه هرگاه كه امراض مجتمع شوند در بدن واحد واجب درين مقام اينست كه ابتدا در علاج بامرى كرده شود كه درو يكى از سه خاصيت است يكى آنكه صحت و خلاصى ازو موقوف بر ثانى از مرض باشد و صحت اولى صحت ثانى نباشد مثل ورم و قرحه حادث با او پس درين مقام واجب علاج ورم است اولا تا سوء المزاج زايل شود بعد از آن اشتغال بعلاج قرحه بايد كرد مگر آنكه حدوث ورم تابع قرحه باشد و درين صورت در علاج عكس اين بايد كرد و ثانى آنست كه اجتماع به اين طريق باشد كه مرضى