محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
195
تحفه خانى ( فارسى )
عنايت طبيب مىبايد كه مصروف با نبات و رويانيدن آنچه رفته است از گوشت باشد و انجير كه روياننده گوشت است از ادويه مىبايد كه متعدى و متجاوز نباشد در تجفيف از درجه اولى و درين تدبير شرايط است و ازين شرايط يكى اعتبار مزاج عضو اصلى است و مزاج قرحه حادث در عضو به اين معنى كه عضو غضروفيست و يا لحميست و يا عصبيست و مزاج قرحه به اين معنى كه از كدام نوع قرحه و ثبره و تفرق است و اگر چنانچه عضو شديد الرطوبت است و قرحه را شدت و بسيارى رطوبت نيست درين مقام در علاج تجفيف اندك كافيست و اگر چنانچه عضو يابس المزاج باشد و قرحه بسيار رطوبت تجفيف او بادويه بايد كرد كه در درجهء ثانيه باشد و ثالث و واجب است كه در معتدلين بينهما تعديل كنند در علاج و ديگر اعتبار مزاج جميع بدنست و اگر چنانچه بدن شديد اليبوست واقع شده باشد و عضو زايد در رطوبت باشد و يا به عكس اين باشد درين صورت نيز تجفيف معتدل كافيست و اگر چنانچه هم بدن و هم عضو زايد در رطوبت باشند واجب بر معالج درين صورت تجفيف بليغ است و يا آنكه هر دو زايد در يبوستاند نقصان در تجفيف از حال معتدل بايد كرد و از جمله شرايط اعتبار مجففاتست زيرا كه مجففات منبت لحم اگرچه ازيشان تجفيف شديد مطلوب نباشد اما ازيشان مثل فايده تجفيف كه آن جلا باشد گاه مطلوبست و يا بواسطه حرارت و لطافت جلاى قرحه ازو مطلوب باشد پس لازم نيست كه از هر چيز كه مجفف باشد از ادويه حاره مقصود همين جفاف باشد و پس زيرا كه در علاج قروح به چند چيز معالج را احتياج است تجفيف و عسل و جلا و الحام و ختم كه مراد خشك ريشه سر ريش است اينها همه در اكثر ادويه حاره مجففه