محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

192

تحفه خانى ( فارسى )

و اندمال و بهم آمدن سر جراحتست و روغن مانع ازين خصوصا كه جراحت بسيار چرك و مده و صديد باشد پس رعايت قواعد و قوانين اين تدبير و معالج صايب التدبير واجبست و همچنين در خراج و قروح كثير الرطوبه استعمال اشياى كه درو آب و روغنها بسيار باشد نبايد كرد بملاحظه مذكوره بلكه مثل مرهم قلقطار استعمال بايد كرد و اگر احتياج شود و مرهم قلقطار مرهمى است كه يكى از اجزاى او نوع از زاج است و زاج را قلقطار مىنامند و او را به اين سبب مرهم قلقطار مىگويند و هرگاه كه مرهم قلقطار مىنهند فوق مرهم اسفنجه در آب قابضى مثل آب مازو و يا آب كه درو برگ مورد جوشيده باشند تر كرده بر روى مرهم كه بر محل قرحه نهاده اند بايد نهاد . [ 91 ] « مقاله در بيان تدبير عضوى كه فاسد شده باشد و او را احتياج بقطع بآلت حديد و دور ساختن او باشد بقانون و قاعده كلّى » و ببايد دانست كه هرگاه كه عضوى از اعضاى كه رئيسه نه‌باشد و بقرب اعضاى رئيسه نيز نباشد بواسطه سوء المزاج ساذج و يا سوء المزاج مادى فاسد و درو از طلا و مرهم و ضماد فايده ندارد و تدبير آن بقطع لحم فاسد است و دور كردن او و اما معالج درين صورت بايد كه ملاحظه ضعف و قوت عليل كند و اگر چنانچه اين قطع به غير حديد و آلات برنده حاصل شود بهتر باشد مثل ادويه كه اسقاط او بواسطه حدت مىكند مثل نهادن فلافيون و امثال آن زيرا كه بسيار است كه عند القطع آلت حديدى از اجزاى صالحه عضو كه بقرب فاسد مىرسد