محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

117

تحفه خانى ( فارسى )

تابع است مر مرض را گاهى و گاهى تابع نيست مثل صداع و از اعراض بعضى دلالت بر چيزى مىكنند كه مولد دم است مثال سابق امتلا است و مثال و اصل عفونت زيرا كه مراد بسبب سابق آنست كه ميان او و مرض واسطه باشد و سبب و اصل آنكه ميان او و مرض واسطه نباشد و همچنين است امتلا كه سبب سابق است مرحمى عفنى را زيرا كه امتلا واسطه است مرحمى زيرا كه امتلا سبب عفونت مىشود و بوجود عفونت حمى عفنى متحقق است بس درين مرتبه احتياج بواسطه نيست و از اسباب بعضى مختلف است و آن آنست كه سببى موجب مرض شود و بعد از بطلان سبب مرض باقى باشد مثل هواى حار كه موجب صداع شود و بعد از زوال حرارت صداع باقى باشد و بعضى غير مختلفه است زيرا كه بعد از مفارقت سبب باقى نمانده باشد بزوال سبب زوال مسبب شده است چه مراد و مقصود از مخلف ابقاى خلف است پس ببايد دانست كه اگر سبب بالذات نيست القاى مخلف نمىكند و اگر سبب بالذات است زوال سبب موجب زوال مسبب است كه مرض باشد و ببايد نيز دانست كه ما يوثر فى البدن محتاج است به قوت فاعله و قوت منفعله و مدتى كه در آن كفايت حاجت شود . [ 46 ] مقاله در بيان امراض مفرده و امراض مفرده سه جنس است يكى سوء المزاج است و اين شانزده قسم است همچنانكه سابقا مذكور شد و ديگر امراض تركيب امراضيست « 1 » كه واقع در خلقتست يعنى در هيئت و صورت و اين چهار است مرض خلقت مرض موضع مرض عدد مرض مقدار

--> ( 1 ) ن - و آن