محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
118
تحفه خانى ( فارسى )
و امراض خلقت نيز چهار است يكى شكل و مرض شكل آنست كه شكل عضو بواسطه لحوق آفت مضر در افعال صادر او باشد مثل آنكه شكل طبيعى را كه مستدير « 1 » طولانيست و اگر بحسب خلقت شكل مربع واقع شود مضر است بافعال صادر ازو و يا سردستى بحسب خلقت بزرگ واقع شد در اولى كه عادتا گنجيدن دست نمىگنجيد پس اين فعل ازو مسلوب است و ثانى امراض مجاريست و اين به اين است كه مجراى از مجارى خلقتا متسع است يا ضيق يا مفسد و هريك ازين سه موجب ضرر در فعل آن عضو مىشود مثلا اگر ثقبه عينى واسع باشد موجب انتشار نور شود و رويت بنقصان باشد و اگر مجراى نفس ضعيف واقع شود مانع او حصول هواى ملايم بقلب باشد و اگر انسداد در مجراى بول يا مراره واقع شود افعال مقصوده ازيشان ناقص شود و يا باطل شود اول موجب مرض باشد و ثانى موجب هلاك و ثالث امراض اوعيه است و فرقست ميان وعا و مجرا زيرا كه مجرا باصطلاح اطبا عضو مجوفى را گويند كه در شئ متحرك باشد مثل عروق و شريان مجوف كه افاده وصول هواى بقلب كند و مجراى مراره كه افاده انصباب صفرا بمعده كند و وعا مجوفى مثل اوانى و ظروف عامتر كه درو ساكن باشد مثل طحال و يا متحرك باشد مثل معده و امعا و مرض اوعيه يا بواسطه آنست كه بحسب صفرا واقع شده است يا كبير و يا ممتليست و يا خالى آنكه صفراست مثل معده زيرا كه اگر صغير واقع باشد بمجاورت حدوث ورم آفت در فعل او شديد است چه بواسطه ورم او را فشردن و ضغط حاصل مىشود و كبير مثل كيس الانثين و امتلا مثل انسداد بطون دماغ نيز در حدوث سكته و خلق مثل خلو مثل خلو تجاويف قلب و خون نزد فرح شديد كه مهلك است و رابع امراض سطوح اعضاست و آن يا سطح عضو است
--> ( 1 ) ن - يا