عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
69
رساله افيونيه ( فارسى )
و امّا ردائت در اخلاق علاج آن تقليل است و تعديل يبوست دماغ به اغذيه و اشربه و اطلبه و اتّفاق ملاقات با مردم در حين نشأه ، و ترك اختلاط ، خاصّه با كسانى كه اختلاط « 1 » ايشان موجب انقباض باشد در حين انحطاط . و امّا مضرّت او در اضعاف ( روح و اضعاف ) « 2 » اعضاى رئيسه به تقويت روح و آن اعضا بايد كوشيد . و امّا اضعاف معده تمريخ او به مصطكى و كندر و جدوار و زرنباد كم شود و مقوّيات معده به كار داشتن . و امّا غثيان و آن از دو چيز واقع مىشود يكى : بسيارى مقدار و شرب او « 3 » بعد از طعام به افراط ، دوم : توجّه اخلاط فاسدهء مغثّيه به معده ، و اينكه از توجّه اخلاط است او را دورى مضبوط و غير مضبوط مىباشد و قسم اوّل از او ، به وقوع سبب معلوم مىشود . علاج اوّل « 4 » : تقليل است يا ارتكاب در وقت مناسب و اجتناب در « 5 » وقت غير مناسب . و علاج ثانى تقويت معده است تا قبول انصباب موادّ نكند به مثل شربت صندل و شربت ليمو و شربت غوره و شربت انار ميخوش منعنع و گوارش كه در آن آب پوست ترنج و مصطكى و عود و آب ريباس و يا غوره يا زرشك و مانند آن باشد ، و از غذاهاى غير متعارف مثل پنير شور و آب ليمو يا غوره و پياز حلقه و نعناع خشك با نان خوردن مانع قى است كه منشأ آن صفرا است و ضعف معده است . امّا قبض طبع « 6 » و آن كم باشد كه اين طايفه را نباشد « 7 » مگر كسانى را كه ضعف هضم باشد و از خوردن افيون بر طعام ، هضم بسيار ضعيف شود كه در اين وقت اسهال مىباشد و علامت اين ، بياض مندفع است و عدم قراقر و اصوات . علاج قبض انجير است كه در آب و عسل بخيسانند « 8 » و به ناشتا قريب به ده انجير بنوشند « 9 » و هفت دانه متوسط و پنج دانه اقل « 1 » ، و
--> ( 1 ) . ل و آ : از صحبت ( 2 ) . ل و آ ( 3 ) . در نسخه الف « و شرب او » تكرار شده است . ( 4 ) . ل و آ : آن ( 5 ) . ل و آ : از ( 6 ) . ل و آ : معده ( 7 ) . ل و آ : و آن كم باشد كه مردم افيونى را نباشد ( 8 ) . ل و آ : خويسانيده ( 9 ) . ل و آ : خورد