عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

155

رساله افيونيه ( فارسى )

مىخورند و از آن جمله است بيخ سرو « 1 » ، ما دام كه تر باشد مانند چراغ برافروخته مىباشد و هرگاه خواهند كه « 2 » روشنى او دايم باشد لا يزال « 3 » به آب ، تر كنند كه به اعتدال آيد و هرگاه سراج القطرب مطلق گويند اين بيخ مراد است . و بعضى گفته‌اند در زمين چين « 4 » مىرويد « 5 » و از آن شناسند كه در شب ظاهر مىشود مانند ستاره‌ها ميان گياه‌ها و در شب آن را مىبرند و به زبان ايشان آن را جم‌جم « 6 » گويند و از خواصّ او آن است كه هرگاه مثقالى از آن با قدرى مشك « 7 » سحق كنند و صاحب خفقان عظيم آن را سفوف سازند نفع دهد و بعضى سمجم نيز گفته‌اند يعنى دوايى كه با آن « 8 » محتاج به دوايى ديگر نباشد و معنى سم به زبان ايشان دل است و معنى جم ، فرح است يعنى مفرّح دل و آورده‌اند كه سراج القطرب نباتى است نزديك به زوفا و يبروح را ترجمه به ساترك كرده‌اند « 9 » . و از براى تسكين اوجاع مفيد است و جهت باطل كردن حس وقتى كه خواهند « 10 » داغى نهند يا عضوى قطع كنند اين بيخ نافع است . و اگر ( از اين بيخ مقدار دو اوثولوس ) « 11 » با شرابى كه آن را ماء القراطن « 12 » گويند بياشامند ، بلغم و صفرا به قى بيرون آيد و ماء القراطن « 13 » ، عسل است كه با دو برابر آب باران ضمّ كرده در آفتاب نهاده باشند يا به آب چشمه ممزوج ساخته بجوشانند تا دو ثلث برود و شربتى چنان كه ديسقوريدوس گفته كه اثولوس دانگى و نيم بود .

--> ( 1 ) . ل و آ : يبروح ( 2 ) . ل و آ : ضوء و ( 3 ) . ل : + دولته ؛ آ : در لته ( 4 ) . آ : چنين ( 5 ) . ل و آ : بعضى گفته‌اند كه جانورى است كه در زمين مىرويد . ( 6 ) . ل و آ : جحيم ( 7 ) . در الف سنگ بود كه از ل و آ جايگزين شد : مصحح ( 8 ) . الف : بدان ( 9 ) . ل و آ : + و شاهرك را به بيخ تلبيس در منافع و طريق استعمال آن ديسقوريدوس گويد كه مقدار قوانوش از يبروح براى سر بعضى استعمال مىكنند و قوانوش يك اوقيه است و اين وزن زياده است . ( 10 ) . ل و آ : و اگر كسى خواهد كه حس او باطل شود ( 11 ) . ل و آ ( 12 ) . الف : ماء القرطن ( 13 ) . الف : ماء القرطن