عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
156
رساله افيونيه ( فارسى )
و گاه هست كه اين دوا را در ( دواهاى تسكين ) « 1 » اوجاع و قروح كهنه داخل كنند و اگر مقدار نصف از اثولوس ، زن به خود برگيرد « 2 » ادرار طمث كند و بچه را بيرون آرد ، هرگاه مانند فتيله كنند و در مقعد نهند ، شكم براند . و گفتهاند كه اگر اين بيخ را ( با عاج ) « 3 » به قدر شش ساعت پزند عاج را نرم سازد چنانچه هر چه خواهند بسازند و اگر برگ او را وقتى كه تازه باشد ضماد نمايند با سويق ، موافق بود اورام حارّه را كه در قرحهها پيدا شود « 4 » و گاه باشد كه ورمهاى صلب مثل دنبلها و خنازيرها « 5 » تحليل دهد و اگر نمش « 6 » و هرچه به آن ماند ، پنج روز يا شش روز بمالند زايل سازد بىآنكه ريش كند ( موضع را ) « 7 » ، و اگر برگ او را خشك كند و نگاه دارد كار تر او مىكند « 8 » و اگر بيخ او را نرم بكوبند و با سركه بياميزند حمره را ازاله كند و اگر با عسل و زيت مخلوط سازند جهت لسع هوام مفيد بود و اگر به آب ممزوج كنند تحليل دهد خنازير را « 9 » و اين سخن را اسحق بن سليمان نقل كرده و گفته « 10 » كه يبروح با وجود برودت قوى كه دارد چگونه تحليل مىدهد و از اخراج جنين نيز استبعاد دارم . حقير مىگويد : عجب است كه از او كه كلام جالينوس را در اينكه گشنيز تحليل خنازير مىكند با وجود قوّت برودت گشنيز قبول دارد و اين معنى را انكار مىنمايد . مخفى نماند كه بر تقديرى كه در او « 11 » قوّت حارّه نباشد ، مىتواند بود كه به واسطهء تكثيف مسام « 12 » ، حرارت در باطن عضو ، وافر « 13 » شود و تحليل مادهء خنازير كند .
--> ( 1 ) . ل و آ ( 2 ) . ل و آ : حمول سازد ( 3 ) . ل و آ ( 4 ) . ل و آ : موافق دردهاى چشم و اورام حارّه كه در فرجها پيدا مىشود ( 5 ) . ل و آ : + و خراجات ( 6 ) . ل و آ : برص ( 7 ) . ل و آ ( 8 ) . ل و آ : كارى كه برگ تازه مىكنند اين خشك نيز مىكنند ( 9 ) . ل و آ : + و همچنين جراحتها را تحليل كند ( 10 ) . ل و آ : + كه من واقف نشدهام ( 11 ) . ل و آ : بيخ ( 12 ) . ل و آ : + جلد ( 13 ) . الف : منجمد