عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
141
رساله افيونيه ( فارسى )
آنكه اين رطوبت به « 1 » معنى بلّت است و مىتواند بود كه جسمى را بلّت نباشد مثل گندم و رطب باشد بالنّوع و بعد از تفحّص طبائع ادويه و تصفّح كتب ، ظاهر مىشود كه بسيارى از ادويه را اين حالت است . ديگر گفته است كه ( به واسطهء آنكه ) « 2 » جوهر اين دوا ارضى است و شديد البرد و مجمد ، خون را منعقد مىسازد « 3 » و غليظ مىكند از اين جهت فربه مىكند بدن را و منع نزف دم مىكند و منع نزلات به واسطهء اجماد مادّه ، پس فرو نمىآيد مادّه ، جايى كه از آنجا دفع شود « 4 » . حقير گويد : اين معنى در افيون هست با آنكه گفتهاند كه هزال مىآورد با وجود آنكه افيون مضعف روح نيست آن مقدار كه بنج مضعف روح است « 5 » و اين حالت سبب نقصان قوى است و تسمين با ضعف قوى صورت نمىبندد « 6 » و از اوّل جواب مىتوان داد كه با افيون تجفيف قوى هست و حرارت عرضى نيز كه از آن تحليل عظيم ظاهر « 7 » مىشود و از ثانى « 8 » ، به آنكه تسمين مذكور فعل قوّت نيست كه با ضعف قوى جمع نتواند شد بلكه عقد دم به حيثيّتى كند كه صورت عضوى پيدا كند و اين فعل دوا است چنانچه در بيخ شوكران « 9 » همين حالت واقع است . ديگر گفته كه تحليل صلابت انثيين را سبب آن است كه تعديل مىكند مزاج عضو را چه عضو ، حارّ رطب است و برودت و يبوست تعديل او مىكند « 10 » .
--> ( 1 ) . ل : - بالقوّه است كه دوا به وسيلهء آن مرطّب مىباشد ؛ جهت آنكه اين رطوبت به ( 2 ) . ل و آ ( 3 ) . ل و آ : اجماد مىكند خون را و او را منعقد مىسازد ( 4 ) . ل : و از جهت آن فربه مىسازد و منع نزلات مىكند از جهت آنكه اجماد مىكند مادّهها ؟ پس فرو نمىآيد به موضعى كه از آنجا دفع شود . ( 5 ) . ل و آ : اين معانى در افيون هست با آنكه گفتهاند كه هزال مىآورد و ديگر افيون آن مقدار مضعف روح نيست كه بنج ( 6 ) . الف : سبب تسمين خود خون شود ( 7 ) . ل و آ : حاصل ( 8 ) . ل و آ : تحليلى عظيم حاصل مىشود چنانچه از پيش گذشت در بيان دو شيخوخت و از ثانى ( 9 ) . ل و آ : بنج و شوكران ( 10 ) . ل و آ : ديگر گفته است كه افيون سبب تغليظ روح است به واسطهء تغليظ دم از اين جهت تخدير مىكند از براى افساد او مزاج روح را جهت آن است كه بر برودت مائل است و از اين جهت نيز تسكين اوجاع مىكند مزاج عضو را از اين دفع موادّ مورم از اين جهت كه عضو حارّ رطب است و برودت و يبوست تعديل آن مىكند .