عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
142
رساله افيونيه ( فارسى )
حقير گويد : مىتواند بود كه تحليل صلابت به واسطهء آن باشد كه حرارت محلّله به باطن عضو متوجّه شود به واسطهء تكاثفى كه در ظاهر از تبريد دوا « 1 » حاصل مىشود . جوز ماثل تخم آن را تاتوره گويند و جوز ماثم و جوز ماثا و جوز الدّب « 2 » نيز گفتهاند و مالقى گفته كه پيش عامّهء ما مغرب و شجرة المرقد گويند و در اختيارات آورده كه جوز ماثل و جوز مقاتل گويند و به هندى دهتوره و شيرازى گوز كنا گويند « 3 » . حقير گويد : معنى كنا ، دنگ و حيران باشد « 4 » چون از خوردن او مثل اين حالات حاصل مىشود به اين نام مسمّى كردهاند . مير بهاء الدّولهء نور بخشى گفته كه تخم او را در مملكت فارس تاتوله گويند « 5 » . حقير گويد : گل او را به شيرازى گل سرنا گويند و آن « 6 » دو نوع بود يكى به شكل جوز القى بود و يك نوع خارناك بود مانند سوهان چوب ساده و لون پوست او سياه و زرد و سفيد رنگ بود . بغدادى گويد بار او ، چون بار خروع بود و در اندرون او دانهاى است مانند دانهء گندم و دانهء برنج « 7 » و دانهء او از تخم بادنجان بزرگتر و از تخم لفاح كوچكتر بود و زرد رنگ و اندرون ، پر تخم بود و پوست وى رقيق بود و سر وى مانند بادنجان لفاح « 8 » بود . و غافقى « 9 » گفته كه جوز ماثل ، بلندى او چندان بود كه آدمى نشسته بود « 10 » و برگ او مانند برگ « 11 » بادنجان است الّا آنكه برگ بادنجان غليظتر است و نرمتر و گل سفيد دارد و بزرگى و
--> ( 1 ) . ل و آ : هوا ( 2 ) . ل و آ : جوز مالم و جوز ماما و جوز رت ( 3 ) . ل و آ : پيش عامه ما رب اندلس و مغرب شجرهء المرقد را گويند ( 4 ) . ل و آ : معنى كنا دنگ و حيران و آبله و مانند اينها است ( 5 ) . ل و آ : در اين ممالك تخم تاتوره و تاتوله گويند و هنديان دتورا گويند و صاحب تقويم ؟ گفته كه آن را به پارسى كوز ماثل و به سريانى كوز مقابل گويند و به رومى فنافورون و به يونانى مردسمن گويند ( 6 ) . ل و آ : گفتهاند ( 7 ) . ل و آ : ترنج ( 8 ) . ل و آ : و تفاح ( 9 ) . ل : عانعى ؛ آ : عانقى ( 10 ) . ل و آ : كه جوز ماثل مثنى است كه به بلندى چندان باشد كه آدمى نشسته باشد ( 11 ) . ل و آ : برگ كوچك