عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
137
رساله افيونيه ( فارسى )
بيست و دوم : هرگاه كه ورق اين بپزند چنان كه ساير بقول را طبخ مىكنند و بخورند مقدار طرشوق عقل را زائل كند در حال ، ذكر اين صفت جهت اجتناب است نه ارتكاب و فرنوسين مقدار سه اوقيه است وزن مذكور گويا تصحيف آن است يا بالعكس . بيست و سوم : بعضى چنان گمان بردهاند كه هركس در معاء قولون او قراقر و صداى باد باشد از ورق اين ، حقنه ترتيب داده عمل نمايند . بيست و چهارم : هرگاه كه از برگ او سه عدد يا چهار عدد بياشامند به ماء الطلا و آن خمر است - لعن اللّه شاربها - اكل طعام را خوش گرداند . بيست و پنجم : اسحق ابن عمران گويد كه هرگاه از بزر البنج و افيون از هريك ، جزو برابر به طلا بسرشند يا به عسل و از آن به قدر باقلى بخورند سهر زائل كند و خواب آرد و نزله كه در سينه ريزد منع كند و دندان را مفيد بود . بيست و ششم : رازى در تجربه آورده كه جميع اصناف بنج را هرگاه كه تخم و ورق آن را بكوبند و ضماد كنند منع انصباب موادّ كند به اعضاى مورّمه ، خاصّه كه ورم حارّ باشد و در ابتداى ورم ضماد كنند امّا واجب آن است كه بسيار زمان نگذارند جهت آنكه اجماد مادّه مىكند . حقير مىگويد كه اگر چه اين مخالف آن است كه ما ذكر كرديم كه دو نوع در هيچ عمل به كار نيايد امّا آنكه گفته بسيار نگذارند حقيقت مؤيّد آن است . بيست و هفتم : آب برگ او را به آرد جو و كندر مخلوط سازند و از آن ضمادى ترتيب دهند تسكين دهد درد و كوفتگى و فسخ . بيست و هشتم : هرگاه كه بريان كنند برگ او را و با پيه يا زردهء تخم مرغ مزج كنند تسكين وجع اسفل دهد . بيست و نهم : رازى گويد كه از كيخانس نقل است و در كتاب « ادواء مزمنه » يعنى مرضهاى مزمن ، آنكه قومى زعم كردهاند كه تعليق بيخ بنج بر صاحب قولنج نفع مىرساند . سىام : من اختيارات : عصارهء اونفث دم به افراط را سود دهد « 1 » . سى و يكم : مقوّى اعضا بود ) « 2 » اگر در بدن طلا كنند درد جگر مزمن را نافع بود . سى و دوم : بغدادى گفته كه برگ آن را پيه نرم بكوبند و بريان كنند و بر مقعد نهند درد آنجا را بنشاند ) « 3 » .
--> ( 1 ) . آ : سى و يكم : اگر بر برص طلا كنند به غايت نافع بود . ( 2 ) . آ ( 3 ) . ل و آ