عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

13

رساله افيونيه ( فارسى )

عماد الدّين تحصيل طب كرده بود و از طرف دربار اكبر شاه مورد استقبال قرار گرفت و تا پايان عمر خويش يعنى تا سال 996 ه ق در دربار اكبر شاه باقى ماند « 1 » » . آنچه مسلّم است از معروف‌ترين پزشكان عصر صفوى عماد الدّين و پسرش محمّد باقر بوده‌اند . آن هر دو به خانواده‌اى تعلّق داشتند كه در پزشكى از شهرت خاصّى برخوردار بود . به نحوى كه عماد الدّين با استفاده از كتب و مطالبى كه جدّش به رشتهء تحرير درآورده بود . علم پزشكى را آموخت « 2 » . پدر عماد الدّين ، مسعود بن محمود ملقّب به ركن الدّين بود و با وجود آن كه او اصلا شيرازى بود ، كاشى ناميده مىشد زيرا قسمت اعظم عمر خود را در كاشان گذرانده بود ، امّا پسرش كنيهء شيرازى يافت . مسعود شاگرد استاد عالىقدر صدر الدّين على و پزشك دربار شاه طهماسب ( 919 - 984 ه ق ) بوده است او در سال 945 وفات يافت « 3 » . مسعود بن محمود كه محمّد بكر نيز ناميده شده است چشم پزشك بود و در دربار شاه عبّاس خدمت مىكرد . از پدر عماد الدّين ، دربارهء درمان ناراحتىهاى معمولى چشم كتابى نگاشته است « 4 » كه ظاهرا شاه عبّاس در سال 1602 م هنگام بيرون رفتن از اصفهان ، براى حمله به تبريز آن را با خود برداشته است « 5 » . چرا كه شاه عبّاس به آن مبتلا بوده است ، زيرا در ذكر وقايع مربوط به حملهء شاه عبّاس به تبريز در سال 1602 م اين موضوع قيد گرديده است . اين كتاب ظاهرا تنها اثر او دربارهء چشم پزشكى است . پس از مسعود بن محمود ، پسرش محمود ملقّب به عماد الدّين جاى وى را گرفت امّا احتمالا وقتى برادرش كمال الدّين از نظر شاه افتاد او نيز نتوانست موقعيّت خود را در دربار حفظ كند و به سوى خود معطوف نگاه دارد . برادر او كمال الدّين كتابى نيز دارد كه در آن طرز استفاده از ترياق فاروق است . كمال الدّين در سال 953 ه ق وفات يافت . عماد الدّين پس از پايان تحصيلات به خدمت عبد اللّه خان استاجلو حاكم شيروان در آمد و ظاهرا به علّت قصورى كه از وى سرزد از محبوبيّت افتاد . از قرار تقرير صاحب تاريخ عالم آراى عبّاسى چنان است كه « اين حكيم را حاكم مذكور امر داد تا به سرما و برف تعذيب

--> ( 1 ) همان منبع ، ص 133 ( 2 ) طب در دوره صفويّه ، ص 25 . ( 3 ) طب در دوره صفويّه ، ص 25 . ( 4 ) اين كتاب تحت عنوان رساله اكمل و اجمل توسط موسسه تاريخ پزشكى ، طب اسلامى و مكمل در خرداد سال 1388 چاپ شده است . ( 5 ) تاريخ پزشكى ايران و سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 429 .