عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

100

رساله افيونيه ( فارسى )

مغز تخم كدو و طباشير و امثال اينها بايد كرد . مرتضى ممالك « 1 » شاه نعمت اللّه مرتّب « 2 » امور علاج ايشان بود . فرمودند كه ما به تأمّل و فكر بسيار افيون ايشان را اصلاح كرده‌ايم و به اين معتادند و طبيعت از معتاد « 3 » متضرّر نمىشود . حقير گفت : آن اصلاح در زمان صحّت بوده و الحال زمان « 4 » مرض است و ما به الاعتياد افيون است ( و ) « 5 » باقى ادويه را در عادت دخل نيست . البتّه از اين مسخّنات كه در دوا است متضرّر مىشوند و ما از يك مثقال قرص طباشير كه برودت آن موازى يك مثقال است از اين دوا بلكه اقلّ است « 6 » در اين حال مشاهدهء نفع مىكنيم اگر هشت مثقال بدهيم افيد خواهد بود ضرر چون رساند « 7 » ؟ ديگر بيمار را اگر از طرف خانه به طرف ديگر برند از آن نقل و تحويل ضرر بسيار مىيابد و هر روز او را پنج شش فرسخ نقل و تحويل ، البتّه مضر « 8 » بوده است . القصّه به هيچ كدام عمل ننمودند . حقير واگذاشت و روز به روز ثقل « 9 » زياده شد و به بىهوشى منجر شد تا روز دهم به رحمت حق و اصل شد « 10 » . پس مىبايد كه اگر مرض از جنس امراض حادّه « 11 » باشد داخل افيون او مثل صندل و طباشير و مغز كدو و مغز هندوانه و مغز تخم خيار كنند و تقليل مقدار افيون كنند ( بلكه در خور غذاى او بدهند . اگر اصلا غذا نخورد اندكى بدهند جهت آنكه ) « 12 » تجفيف « 13 » عظيم ، سانح مىشود « 14 » و حرارت حمى اشتعال تمام مىيابد و از آن حرارت « 15 » رطوبت دماغ و ساير رطوبات صالحه به تحليل مىرود و آفت عظيم حاصل مىشود .

--> ( 1 ) . ل و آ : + اسلام ( 2 ) . ل و آ : + موسس ( 3 ) . ل و آ : + و ( 4 ) . ل و آ : - زمان ( 5 ) . ل و آ ( 6 ) . ل و آ : يك مثقال اين دوا نيست بلكه اولست ( 7 ) . ل و آ : هشت مثقال ضرر چون رساند ( 8 ) . الف : - مضر ( 9 ) . ل : نقل ( 10 ) . ل و آ : روز بروز نقل زياده مىشد تا به بيهوشى منجر گشت و روز دهم به جوار رحمت ايزدى پيوست ( 11 ) . ل و آ : حارّه ( 12 ) . ل و آ ( 13 ) . الف : تخفيف ( 14 ) . ل و آ : تجفيف عظيم مىكند ( 15 ) . الف و ساير نسخه‌ها : + و