عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

101

رساله افيونيه ( فارسى )

و گاه باشد كه ندادن افيون بهتر از دادن آن است بلكه « 1 » دادن افيون وبالى مىشود و اينكه مشهور است كه افيونى اگر مقدار عادت ( خود ) « 2 » نيابد هلاك مىشود ، كليّه نيست ( و ) « 3 » در بسيار حال هست كه اگر نيابد هلاك نشود . ما بسيار افيونى را ديديم كه « 4 » بيمار شدند و بىهوش افتادند و كسى بر حال ايشان مطّلع نبود و همچنان بىترياك ماندند ( و ) « 5 » بعد از بحران به خود مىآمدند و معلوم مىكردند ده روز كمتر يا بيشتر نخورده بودند و از عادت نيز خلاص مىشدند . و صاحب حمّيات اگر بزر البنج داخل افيون كند تبريد كلّى مىكند « 6 » و در امراض بارده ، مسخّنات مثل جندبيدستر و عاقرقرحا و فرفيون داخل افيون « 7 » كنند و تقليل در مقدار وقتى كنند كه در طعام تقليل كلّى كرده باشند « 8 » . الحاصل با افيون تجفيف و تحليل ( كلّى ) « 9 » است اگر بعد از غذاى قوى صالح است تحليل و قوّت او در مادّهء غذايى واقع مىشود و او احرار بدن مىنمايد « 10 » و اگر غذاى قوى نيافت در رطوبات صالحهء بدن تأثير مىكند و ذهن را ضرر كلّى مىرساند . بايد كه على الدّوام طبيب را از اين معنى وقوف باشد و در امراض نايبه قبل از آمدن نوبت به نيم ساعت نجومى افيون خورد . غالب آن است كه نوبت را بر طرف مىسازد چه « 11 » ؛ اخلاطى كه در آن « 12 » زمان به حركت مىآيد از حركت باز مىايستد و محتبس مىشود و در امكنهء خود « 13 » در مستوقد عفونت نمىآيد اگر حمى عفنى باشد فرضا و اگر بر طرف نسازد ( هم ) « 14 » تخفيف در شدايد نوبت پيدا مىشود و هم تأخير زمان نوبت مىشود .

--> ( 1 ) . ل و آ : - و گاه باشد كه ندادن افيون بهتر از دادن آن است بلكه ( 2 ) . ل و آ ( 3 ) . ل و آ ( 4 ) . ل و آ : امّا بسيار افيونى را ديدم كه در غربت بيمار شدند ( 5 ) . ل و آ ( 6 ) . ل : نمايد ( 7 ) . ل : - افيون ( 8 ) . ل : بايد كرد ( 9 ) . ل و آ ( 10 ) . ل و آ : اگر غذاى قوى صالح واقع شد و اگر تحليل او قوت او در مادّه غذاى واقع مىشود از اضرار بدن وا مىماند . ( 11 ) . ل و آ : جهت آنكه ( 12 ) . ل و آ : - آن ( 13 ) . ل و آ : + و ( 14 ) . ل و آ