يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
76
رياض الادويه ( فارسى )
و اگر همراه گوشت ، سركه و آبغوره و گشنيز خورند ، مصلح ضرر او باشد ؛ و گفتهاند در خانهء كسى كه كبوتر باشد ، اهل آن خانه از خدر و فالج و شكسته و جمود و سبات ايمن گردد . حماما : به شيرازى ياهو گويند . گرم و خشك است در دويم و گويند در سيوم . منضج ورمهاى گرم بود . چون بر پيشانى ضماد كنند ، درد سر را زايل كند ؛ و اگر با بادروج بر گزيدگى عقرب ضماد كنند ، سودمند آيد ، نقرس را نفع دهد و ورم چشم كه از گرمى بود ، آن را نافع آيد ؛ و چون زن از آن فرزجه بردارد و يا در طبيخ آن نشيند ، درد رحم را زايل كند و سدّهء كبد بگشايد و بول براند . شربتى از او دو درم است . مصدّع و منوّم و مسكّر است . مصلحش صندل و گلاب است ، و بدلش اسارون ، و گويند وجّ يا قرنفل به وزن آن باشد . حمار اهلى : به پارسى خر و به تركى ئشئك و به هندوى كوتهيه گويند . لحمش گرم و خشك است در دويم . چون خاكستر لحمش يا جگر او با زيت بر شقاقى كه از سردى عارض شده باشد ، بمالند ، نفع دهد ؛ و چون بر خنازير طلا كنند ، سودمند آيد ؛ و چون عورتى كه عقرب او را گزيده باشد ، باژگونه بر خر نشيند ، دردش فى الحال ساكن گردد . اگر پوست پيشانى وى پارهاى مصروع با خود دارد ، تا يك سال تمام ، چون سال ديگر شود ، پارهاى نو نگاه دارد ، تا سال آينده صرع زايل شود . حمار وحشى : به پارسى گورخر گويند . لحمش گرم و خشك است در سيوم . فالج و لقوه و رعشه را مفيد بود و تشنّج و تمدّد بلغمى را نفع دهد . درد پشت و گرده را سودمند آيد . چون پيهء وى بر كلف طلا كنند ، سود دهد ؛ و اگر با روغن قسط بجوشانند ، جهت درد پشت و گرده كه از بلغم باشد و باد غليظ را نفع دهد ؛ و زهرهء وى براى داء الثّعلب و دوالى ، ماليدنى ، سودمند بود ؛ و چون لحم او را با آب و نمك و دارچين و زنجبيل در مرق كرده ، بياشامند ، دردهاى مفاصل و بادهاى غليظ را نفع دهد ؛ و از خوردن بسيار آن تمدّد و ثقل و درد معده پيدا كند . اولى آن است كه بعد آن جوارش شهرياران و تمرى خورند . حنّا : به هندوى مهندى گويند . سرد و خشك است در دويم ، و گويند معتدل