يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
77
رياض الادويه ( فارسى )
است در گرمى و سردى ، و خشك است در اوّل . چون نيم مثقال از او بجوشند و صاف كنند و به قند سفيد شيرين كرده ، قدرى گلاب ضمّ ساخته ، نيم گرم بياشامند ، درد معده را نفع دهد و قولنج را دفع كند ؛ و جهت ورمهاى گرم و سوختگى آتش و شكستگى استخوان و ريش دهان و در مرهمها مفيد آيد ؛ و چون ابتداى آبله به آب سرشته بر كف پا طلا كنند ، ايمن گردد از آن كه در چشم آبله برآيد ؛ و مضرّ بود به حلق ، و مصلحش كتيره است . حنطه : به پارسى گندم و به تركى بغدى و به هندوى كيهون گويند . گرم [ است ] در اوّل و معتدل است در خشكى و ترى ؛ و چون بخايند و بر دنبل طلا كنند ، دنبل را منفجر گرداند ؛ و چون بر گزيدگى سگ ديوانه نهند ، نفع رساند ؛ و روغن وى قوبا را نفع دهد . حنظل : به شيرازى كوست و به كرمان خرزهره و نيز خربزهء روباه و به عربى علقمه و به پارسى هندوانهء تلخ و هندوى اندر اين توبزى گويند . « 1 » گرم است در سيوم و خشك است در دويم . لحمش مسهل بلغم غليظ و سودا و صفرا بود . درد مفاصل و اعصاب و عرق النّساى بارد را مفيد بود . دماغ را از اخلاط ردّيّه پاك كند و قولنج ريحى را بگشايد . ورق وى صرع و ماليخوليا و وسواس و داء الثّعلب و داء الحيّه و جذام را سودمند آيد ، خاصّه به ادويه خلط كنند ، مانند انيسون و افتيمون و نمك هندى و صبر سقوطرى و ايارج فيقرا . بيخ وى برگزيدگى عقرب و افعى به خوردن و طلا كردن مفيد آيد . بخور كردن بواسير را نافع بود ؛ و چون زن به خود برگيرد ، بچه بكشد ؛ و بايد كه در گرماى گرم و سرماى سرد مستعمل نكنند . شربتى از او نيم درم است ؛ و مضرّ است به معده ، و مصلحش كتيره و مصطكى است ، و بدلش حبّ الخروع بود . حرف الخاء خبّازى : به پارسى نان كلاغ گويند . سرد و تر است در اوّل ، و گويند معتدل است در گرمى و سردى . چون بر گزيدگى زنبور نهند ، نفع دهد ؛ و چون در طبخ آن نشينند ، صلابت رحم را دفع كند ؛ و چون بر دماميل طلا كنند ، دماميل را ببرد و بگشايد ؛ و ورق وى با زيتون بر سوختگى آتش مفيد آيد
--> ( 1 ) . حنظل ، هندوانهء ابو جهل ، به فارسى كبست ، شيرازى كوشت ، هندى « اندر اين كاپهل » و نيز « مهاكال » گويند . ( تطبيق نامهاى كهن گياهان دارويى 1 / 126 )