يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

63

رياض الادويه ( فارسى )

بيفزايد و باه برانگيزد ؛ و تفّاح مىخوش تشنگى بنشاند و قى باز دارد و شكم ببندد ؛ و تفّاح ترش مولّد نفخ ، و تفّاح عفص مورث خلط غليظ بود ؛ و دفع مضرّت آن به گوارش نعناع و گلقند كنند . تمر هندى : به پارسى خرماى هندى ، و هندوى املى « 1 » گويند . بهترينش رسيدهء زرد و شيره‌دار و ترش بود . طبيعتش سرد است در سيوم و خشك است در دويم . دفع مضرّت صفرا و اخلاط محترقه كند و اشتها آرد و معده را قوّت دهد و قى باز دارد و تشنگى بنشاند و كرب و اندوه را سودمند آيد و طبيعت را نرم گرداند و خارش اعضا و يرقان و خفقان را نفع رساند ؛ و مضرّ است به سينه ، و مصلحش شربت بنفشه و خشخاش است ، و بدلش آلوى سياه بود . تمر : به پارسى خرما گويند . گرم و تر است در اوّل . منى بيفزايد و باه برانگيزد و رنگ روى را نيكو گرداند و درد پشت و سرون را كه از سردى باشد ، نفع رساند ؛ و چون بر خوردنش مداومت نمايند ، صداع و قلاع و خناق آرد و دندان را تباه كند ، و مصلح آن بادام و خشخاش بود . توت حلو : به پارسى توت شيرين گويند . بهترينش بزرگ شيرين بىدانه بود . گرم است در اوّل ، و تر است در دويم . بول براند و بدن فربه كند و رنگ روى را نيكو گرداند ؛ و چون به طبيخ پوستش مضمضه كنند ، درد دندان را دفع كند . توت حامض : به پارسى شاه توت گويند . بهترينش سياه بزرگ بود . سرد و خشك است در دويم ، و گويند تر است . درد گلو را نفع دهد و شكم ببندد و صفرا فرونشاند ؛ و چون پانزده درم آب برگ او بياشامند ، گزيدگى رتيلا را نفع دهد ؛ و بسيار خوردن آن مغص آورد . مصلح وى اطريفل كوچك بود . تودرى : گرم و خشك است در دويم ، و گويند گرم و تر است در اوّل . چون كوفته و بيخته ، به ماء العسل ضماد سازند ، سرطان را نفع دهد ؛ و چون لعابش در چشم كشند يا چكانند ، ريش چشم را از مدّه پاك گرداند . چون نرم سوده ، به روغن بابونه طلا كنند ، صلابت نقرس را ببرد . چون ممزوج بر زردهء تخم‌مرغ نيم برشت كرده ، خورند ، باه برانگيزد ؛ و شربتى از او يك مثقال تا دو مثقال است . توتيا : انواع است . بهترينش هندى است كه به پارسى توتياى هندى است

--> ( 1 ) . هندى آن « انبلى » است . ( تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى 1 / 95 )