يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

64

رياض الادويه ( فارسى )

كه به هندوى باتهوته گويند . بعد از آن كرمانى كه به پارسى توتياى سفالك و به هندوى كپربه خوانند . طبعش سرد است در اوّل و خشك است در دويم . آنچه شسته باشند ، ريش‌ها را نفع دهد و حفظ صحّت چشم كند ؛ و بدلش به وزن آن شادنج است . توفال النّحاس : به پارسى توفال مس گويند . گرم است و خشك است در سيوم . گوشت زياده بخورد و خشونت اجفان و تاريكى چشم را ببرد ؛ و چون نيم مثقال از آن نرم سوده ، ببيزند و با يك مثقال علك البطم حبّ ساخته ، فروبرند ، مسهل بلغم باشد ؛ و گويند يك مثقال را به ماء العسل همين عمل كند . تين : به پارسى انجير گويند . طبعش گرم است در آخر درجهء اوّل ، و معتدل در خشكى و ترى . بهترينش زرد و سفيد رسيدهء بىدانه بود . خشونت حلق و سينه را نفع رساند و تشنگى كه از بلغم شور باشد ، دفع كند و ريگ گرده و مثانه را بريزاند و گزيدگى سگ ديوانه و عقرب و رتيلا را سودمند آيد و درد پشت و تقطير البول را نيكو گرداند و باه برانگيزاند و شكم براند ؛ و چون هر روز پنج عدد انجير كه در سركه پرورده باشند ، به ناشتا ميل نمايند و پانزده عدد ديگر از انجير موصوف كوفته ، نيم گرم بالاى سپرز طلا كنند ، صلابت سپرز را ببرد ؛ و انجير مضرّ است به معده ، و دفع مضرّتش به سكنجبين سفرجلى كنند ؛ و بدلش در انزاح « 1 » ، حبّ الصنوبر است . حرف الثاء ثدى : به پارسى پستان آدمى كه به تركى امجك و به هندوى چوچى گويند ؛ و چون پستان زنى را كه دختر شيرخواره داشته باشد ، در دهان خود نهاده ، بمكند ، درد دندان را كه از گرمى باشد ، ساكن گرداند و جوشش دهان را كه از سودا باشد ، سود دارد و سوزش زبان را كه از صفرا بود ، نفع دهد . ثعلب : به پارسى روباه و به تركى تلكى و به هندوى لوكرى گويند . چون روباه را زنده بجوشانند تا مهرّا شود و صاف كنند و در آب آن بنشينند ،

--> ( 1 ) . س ( حاشيه ) : + خشك شده ؛ انزاح : خشك شدن . ( لغتنامه )