يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
35
رياض الادويه ( فارسى )
طبيعت بود ، سمّ [ گويند ] ؛ و اگر تأثيرش به مادّه و كيفيّت است ، پس اگر قوّت غذايى غالب است ، غذاى دوايى گويند ، چون كاهو ؛ و اگر قوّت دوايى غالب است ، دواى غذايى [ گويند ] ، چون زيره ؛ اگر به كيفيّت و صورت است ، دواى ذو خاصيّت است ، چون كاسنى ؛ و اگر به مادّه « 1 » و صورت است ، غذاى ذو خاصيّت ، چون روغن گاو ؛ و اگر به مادّه و كيفيّت و صورت است ، پس اگر قوّت غذايى غالب است ، غذاى دوايى ذو خاصيّت گويند ، چون سيب ؛ و اگر قوّت دوايى غالب است ، دواى غذايى ذو خاصيّت ، چون پودنهء باغى . و غذا لطيف مىباشد و غليظ مىباشد ؛ و هريك از اينها صالح الكيموس مىباشد و فاسد الكيموس مىباشد ؛ و هريك از اينها كثير الغذا مىباشد و قليل الغذا مىباشد : و غذاى لطيف آن را گويند كه مولّد مىشود از او خون رقيق از جهت غلبهء عنصر لطيف بر مادّهء او ، چون شراب ؛ و غذاى غليظ آن را گويند كه متولّد مىشود از او خون غليظ از جهت غلبهء عنصر كثيف ، چون گوشت گاو . و صالح الكيموس آن را گويند كه متولّد مىشود از او خلطى كه بدن را سزاوار باشد ، چون انگور ؛ و فاسد الكيموس آن را گويند كه متولّد مىشود از او خلطى كه بدن را سزاوار نباشد ، چون ترب . و كثير الغذا آن را گويند كه اكثرى از او جزو بدن شود ، چون گوشت تغلى « 2 » ؛ و قليل الغذا آن را گويند كه كمترى از او جزو بدن شود ، چون پنير ؛ و اللّه أعلم .
--> ( 1 ) . د : + و كيفيّت . ( 2 ) . س ( در حاشيه ) : + بچهء گوسفند .