يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
23
رياض الادويه ( فارسى )
و داروشناس آشكار نبود . اين امر ، آنگاه پيچيدهتر مىشد كه يك دارو در جاهاى گوناگون به نامهاى گوناگون ضبط مىشد و برعكس ، يك نام را به چيزهاى گوناگون داده بودند كه اغلب به سوء تفاهمهاى جدّى مىانجاميد . بدين ترتيب ، مىتوان گفت كه يكى از مسايل اساسى كه يوسفى در تدوين و تأليف رياض الأدويه در نظر داشته ، آشكار ساختن و روشن نمودن نامهاى مترادف مواد دارويى موجود بود ، وانگهى به نامهاى محلى نيز توجه فراوانى نموده است . او همهى خواص مزاجى داروها را به دقّت تمام ذكر نموده و مضرّات ، مصلحات و بدليّات هريك را با صرافت خاص خود ، به ترتيب آورده شده است . يوسفى در بسيارى از عنوانها و مدخلهاى مفرده از گياهان يا ادويهاى سخن مىگويد كه در سرزمينهاى گوناگون وجود دارند و اغلب آنها را يا در كتب پيشينيان ديده ، يا خود ، البته به ندرت ، مشاهده كرده است . اين خود حاكى از آن است كه از سالهاى جوانى در هرات ، علاقهء او به داروهاى گياهى شكل گرفته و علاوه بر آثار طب منظومش كه بيشتر جنبهء آموزشى براى نوآموزان داشته ، در زمان پختگى حيات علمىاش اثرى به نثر خلق كرده كه يكى از مهمترين آثار پزشكى دورهء صفويه محسوب مىشود . يوسفى در ضمن اين كتاب به برخى اطبّا و كتابهاى طبّى اشاره كرده و از آنها نقل قول نموده است . او از كتابهايى چون المنهاج ابن جزله ، قانون ابن سينا نقل قول كرده است . درست است كه از منابعى نيز كه مورد استفادهء وى بوده ، ياد نكرده ، امّا كاملا تأثير اين آثار بر اين كتاب مشهود است . يكى از اين آثار اختيارات بديعى حاجى زين العطار است كه تمام اصطلاحات پزشكى شيرازى از آن نقل قول شده است . البته از آثار مشابه چون قرابادين شاپور بن سهل و مفردات ادويهاى كه در ذخيرهء خوارزمشاهى جرجانى و صيدنهء ابو ريحان و كتب نظير آن آمده ، غافل نبوده و تقريبا اكثر منابع مهم ادويهء مفرده و مركّبه را ديده است . ( نك : ارجح و ديگران ، كتابشناسى نسخ خطى پزشكى ايران ، ص 159 - 160 ؛ منزوى ، فهرست مشترك ، ج 1 ، ص 545 ؛ گلچين معانى ، كاروان هند ، ج 2 ، ص 1559 ) به گفتهء حجتى اين اثر به نام شاه طهماسب صفوى نوشته شده است ( حجتى ، « رياض ادويهء يوسفى هروى » ، در : نامهء مينوى ، ص 124 ) كه جاى تأمل بيشتر دارد .