بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
48
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
است . و دو پاره از اينها اصل بينى است . و دو پاره از مجموع استخوانها فك زيرين است . و سى و دو پاره از مجموع استخوانهاى دندان هاست كه بر هر دو فك نهاده است . و هفت پاره از مجموع استخوانها ، مهرههاى گردن است . و دوازده دگر مهرههاى پشت است . و پنج دگر مهرهاى كمرگاه است . و سه ديگر عجز است . و سه دگر مهرههاى سرين است كه نشست مردم بر آن است و آن را عصعص خوانند و جمله سى مهره بود . و بيست و چهار پاره از مجموع استخوان ، پرهاى پهلوهاست و جمله آنها به مهرههاى پشت باز بسته است و هفت از آن از جانب راست و هفت از آن از جانب چپ با استخوانهاى سينه پيوسته است . و هفت پاره از مجموع استخوانهاى سينه است . و دو پاره از مجموع استخوان چنبر گردن است . و دو پاره از مجموع استخوان شانه راست و چپ است . و دو پاره از مجموع استخوان سرهاى كتف است كه آن را قلت الكتف خوانند و ديگر حيوانات را نباشد . و شصت پاره از مجموع استخوانهاى دستهاست ، بر هر دستى سى پاره . چنانچه بازو يك پاره و ساعد دو پاره و خردهء دست هشت پاره و استخوانهاى پشت دست كه آن را مشط گويند ، چهار پاره و استخوانهاى هر انگشتى سه پاره و ابهام به خرده متصل بود و چهار ديگر به مشط . و دو پاره از مجموع استخوانهاى تهىگاه است . و شصت پاره از مجموع استخوان پاىهاست ، بر هر پايى سى پاره . چنانچه ران يك پاره و ساق دو پاره و آئينه زانو يك پاره ، اشتالنگ يعنى كعب يك پاره ، پاشنه يك پاره ، استخوانى كه بر كف پاست و آن را ذورقى گويند يك پاره ، استخوان مسدسى نردى كه بر جانب وحشى قدم نهاده است يك پاره ، خرده چهار پاره اگر نردى را داخل وى دارند و سه پاره اگر خارج وى دارند . استخوانهاى پشتپاى و آن را هم مشط گويند پنج پاره . استخوان هاى انگشتان چهارده پاره . هر انگشتى سواى ابهام سه پاره ، ابهام دو پاره و جمله اينها به مشط مربوط گشته اند و تفصيل نهاد و هيات هريكى از كتاب تشريح بايد طلبيدن . اما غضروف كه بعضى جاها آن را قرحينه گويند و آن نرمتر از استخوان و سختتر از باقى اعضا بود و بر سر استخوانها رويد و قوام گوش و بينى و حنجره و قصبه شش و پلك چشم بدان است . به طبع هم سرد و خشك بود و منفعت وى از روى كليه آن است كه واسطه باشد ميان استخوانها و اعضاى نرم ، چون عضله و غيره تا پيوند نرم با صلب به تدريج و نيكو برآيد . و نيز در اعضاى متحرك ، سر استخوانها را نرم دارد تا از صلابت آنها در حركت گوشت و پرده و پوست كه ملاقى آنند ، ندرانند و آزرده نشوند ، چون غضروفى كه بر سر شانههاست و غضاريف شراسيف . و همچنين مفاصل را حفظ كند تا در حركت به يكديگر سوده و كوفته نشوند . و نيز اعتمادى باشد مر اوتار عضلانى را كه تكيه