بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

263

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

صحت يافت ليكن بعد چند روز چنان شد كه هر شب به وقت خواب اندك حرارتى بىسرما پيدا كردى و صبح‌گاه گذاشتى . حضرت مد ظله العالى فرمودند كه هر نماز شام سه لقمه نان با نعناع سبز خوردى و آب نخوردى و خواب كردى ، دو نوبت چنين كرد صحت يافت و پرهيزى نداشت و تخليطى نمىكرد و بر غذاى معتاد و آب مقرر بود و من بر بسيار كس كه بعد از امراض اين‌چنين تبى داشته باشند اين تجربه كردم و صحت يافته به اذن اللّه تعالى . بدان‌كه كسى را كه در علاج تخليطات و تقصيرات كرده باشند و تهيج اندر پشت چشم و اندر روى پديد آمده باشد و سپرز بزرگ شده ، مراعات جانب سپرز و جگر و معده او بسيار بايد كردن و تسكين حرارت به واجبى نمودن و تدابير گرم عند الضرورت به احتياط تمام كردن و استفراغات به دفعات و رفق نمودن و چون تورم در پاىها پديد آمده باشد در تسكين حرارت به جد بايد كوشيدن . و بسيار را آزموده‌ام كه طحلب و يا برگ بيد كوفته و يا كاسنى كوفته بر پاىها بسيار ماليدن و پاىها در ميان آن داشتن و حنا به آب برگ بيد يا كاسنى سرشته بر پاىها و دست‌ها بستن جهت آن ورم به غايت نافع است و غذاهاى خنك مقوى معده و قرص گل اندر سكنجبين هر صباح بر ناشتا خوردن مفيد است . و بدان‌كه در رفع تب‌هاى كهنه خواه نايبه و خواه لازمه توسل به ادعيه و هياكل جستن گاهى است كه عظيم مفيد بود و در نايبه بيشتر اثر ظاهر مىگردد و بسيار را ديدم كه بدين طريق صحت يافتند و بىآن نيست كه اعراض نفسانى و توجه خواطر مريض را نيز در آن گاهى دخلى نباشد چنان‌كه درآمدن نوابت دخلى دارند و ادعيه و اعمال كه از هنديان در اين باب ديده‌ام نافع ديده‌ام و مفيد يافته اين است . افسون‌هاى تب‌بند ادادن نارنيك تون برابر كون ببرو كتاب واكنى جو كنى ورمبنه نبدبهوشان مهى كريالا دوده و هتينه و دود سخت تره لون و اكرم پرنت ابى كلاوها و نت بر كلاجوده و نت كيان دهان چاكى بهبوالتى بهيد مالتى كهاده اركرى سرى كوركى واو سنگ سرتائب . ديگرى : اواون امى مير يرئب اجبال راجا احيد برالى احبالى سات پرابك جيرانيد هوازو و جيرانيد سون بر جيرانيدن مون ير حرامندسون برانيد هون چاوياى نيدامون تبها را بند هون اچزائى كن سافى لره حبيث بنده چره ميرى بكت كوركى سكت . طريق بستن نوبت بدين افسون‌ها آن است كه پيش روز نوبت قدرى ريسمانى كه از چشم بره سياه بر كنند بدين نيت و دخترى بكر آن را رشته باشد به همين نيت بستانند و به وقت غروب آفتاب به تخصيص عصر چهارشنبه در محلى خلوت بگير آن را بر جانب بيخ علف كره كيدار كه تركان آن را بدرفاق گويند و در رى آن را نوجك نامند و آن علفى است كه بار آن خارهاست كوچك و كره شبيه به استخوان زيتون و در چراگاه بر موى حيوانات مىپيچد و برگ آن علف شبيه است به برگ بادنجان و در بستن سه نوبت بگويد جاك جاك مرى جاجكالاك و نام مريض ببرند و نيت كنند بستن تب او را قدرى نمك در پاى آن علف بر اين نيت بريزند و سنگى بر آن باقى ريسمان بنهند و بگذارند تا صباح روز نوبت . آن‌گاه صباح قبل از طلوع چنانچه هنوز سخن نكرده باشند آن علف را از بيخ بركند دم گرفته به