بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

262

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

دستور نافع دوا و غذا و غيره بايد دادن . آن‌گاه چون صحت مزاج قرار يافت به تدريج از پرهيز بيرون آمدن و اگر مخدر به كار ندارند و به اشربه و اغذيه علاج كند آنجا مشغول داشتن طبع را به لعب ها و صنايع مرغوبه لازم بود . و بسيار باشد كه اندك حركت و سوارى عظيم نافع آيد به تخصيص معتاد آن را . حكايت : و بسيار كس را ديدم كه در وقت ابتداى لرز خود را به يك بار در آب سرد انداختن در غير زمستان و لرز بر طرف شد و اندك حرارتى ظاهر شد و به زودى رفع شد و به نوبت ديگر چنين كردند و صحت يافتند و جمله جوانان بودند و با قوت و مرض كهنه و سبك شده . حكايت : و بسيار ديدم كه به وقت ابتداى لرز و يا سرماى سخت سبوى پرآب را چنانچه ايشان غافل بودند در عقب ايشان محكم بر زمين انداخت و صيحه كرد و از هيبت آن ، مريض از جاى بجست و مرض را طبيعت فراموش كرد و حرارت غريزى به يك بار به درون متوجه شده و ماده علت را تحليل كرد و سرما و لرز و حرارت او بدان گسسته گشت و صحت يافت . حكايت : و بسيار را ديدم كه اين تب به نوبت ربع مىآمد و قبل از نوبت به دو سه ساعت ايشان را قدرى قنب هندى ساييده و به عسل سرشته دادند و از آب و ترىها و غذا هيچ ندادند و نيك ايشان را گرفت و نوبت گسسته شد و بسيار را چنين كردند صحت يافتند جمله جوانان بودند و با قوت و مرض كهنه و سبك شده . و بسيارى را نعناع شرف قبل از نوبت به دو ساعت بىآب دادم تا لعق كردند و آن روز از آب و غذا قبل از نوبت تا وقت گذشتن نوبت منع كردم صحت يافتند و تب ايشان به نوبت غب مىآمد يعنى هر روز و كهنه شده بود ، به همين معالجات مذكوره صحت يافت . حكايت : و بسيار را ديدم كه ترناسو دادند قبل از نوبت به چند ساعت و از آب منع كردند لرز گسسته شد و تب اندك آمد و كرت ديگر مكرر كردند صحت يافته و بعضى هم به تدابير اول صحت يافتند . بيان ترناسوى كه به رى مستعمل است : بگيرد قروط و مغز جوز از هريكى يك جزو و ربع و ربع جزو سير خام بستانى و جمله با همديگر در هاون نرم بكوبد و اندك آب بر آن زده آن را نيكو سرشته سازد به وقت ضرورت همچنان تازه مىخوران شربتى از سه درم بود تا ده درم و بسيار را آردينه كه در قاتق آن سير و نعناع بود و چاشنى كرده دادم قبل از وقت نوبت و بر اشتها نيكو و بر آب صبر فرموديم و نوبت به خير گذشت و صحت يافتند . و در هر نوبت كه آن را آزموده‌ايم نافع بود به تخصيص در آب كروش و بسيار را سكنجبين اصولى بر ناشتا با نان و بىنان داده‌ام و بر آب صبر فرموده صحت يافته‌اند و در نوابت مختلفه نيز آزموده‌ايم و بسيار را قبل از نوبت پلاو چرب با عسل داده‌ام و بر بالاى آن حب الشفاى بزرگ و نوبت ربعى و غبى به خير گذشته است و كوكوى سير و مطبخه خرگوش و مطبخه خارپشت و جوزبوا در عسل آب و اندك گلاب ساييده و كوكوى نانخواه و كوكوى زيره و نانخواه كوفته و در عسل سرشته و سياه تخمه كوفته و در عسل سرشته و جندبيدستر فقط در آب ساييده و عسل در گلاب شربت كرده و سكنجبين بزورى و سيرآب شكمبهء گاوى جمله را بسيار آزموده‌ام و در اين تب با اكثر نوايب آن مفيد آمده قبل از نوبت خوردن و بعد از كهنگى مرض به دستورى كه معلوم شد مكررا . حكايت : كودكى اين مرض كشيده بود و به زودى