بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
198
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
و در خفتن بسيار به روى اندر افتادن بد بود و از آفت و الم احشا خبر دهد . و هرگاه بيمار هيچ نتواند كه بر پهلو خسبد و به پشت باز مىافتد نشان ضعيفى اعصاب و عضلات بود و يا بسيارى خلط فاسد اندر احشا و چون نتواند كه هيچ بر طريق معتاد خواب كند بد باشد . چهاردهم از احوال پوست . خشك شدن پوست بر اندام چنانكه اگر به انگشت بگيرند و بكشند و بگذارند زود به جاى باز نرود بد بود . و برخواستن بخار گرم از پوست و به آن دم سرد زدن نشان وقت مرگ بود و از سرد شدن دل خبر دهد . و يافتن سرما اندر روز بحران و خشكى اندر پوست چنانچه اندر اعياء قشقى بىآنكه علامات حدوث رعاف باشد يا علامات سهل ، نشان قرب موت بود . پانزدهم از اختلافات دم زدن . نفس منقطع كه حركت انبساط به دو دفعه تمام كند و به دم زدن گويندگان ماند بد بود و از آفات عضلات سينه خبر دهد . و نفس زدن عظيم و متفاوت سخت بد باشد و از فرو مردن حرارت غريزى و يا اختلاط عقل خبر دهد . و دم زدن سريع و متواتر نشان غلبه حرارت بود و همچنين نتواتر و عظيم و سرد نشان فرومردن حرارت دل بود و سخت بد باشد . و برافراشته شدن سينه به طرف كتف در دم زدن بد بود . و اندر تبهاى حاره بلند برآمدن شكم و دم زدن متواتر و ضعيف و اندر ميان آن بادهاى سرد بركشيدن نشان قرب موت بود . و برافراشته شدن سينه به جملگى سخت بد بود . و دم زدن كند نشان خلط عفن بود اندر اندامهاى دم زدن . و در حرارتها تنفس آهسته بىتنفخ و بىتواتر نشان ضعف قوت بود و بيم سقوط باشد . و هرگاه اندر دم زدن جز حجاب و نيمه فروسينه نجنبد و به طبيعى ماند نيكو نباشد . و كم برآمدن حجاب در تنفس با سرعت نفس و حرارت سخت بد بود و در قرب موت چنين شود و گويند عوام كه نفس او به بالا افتاده است و طمع قطع كنند به حسب تجربه . و تنگى و دشوارى نفس با حرارت بسيار بد باشد . و سبب اكثر اين اختلافات از پيش معلوم شد . شانزدهم از حال حلق و حنجره و مجارى طعام و آب . كوژ شدن گردن و چيزى به مجراى طعام فروناشدن بد باشد و از تشنج خشك خبر دهد . و هرگاه كه بيمار آب فرونتواند برد و چون كوشش كند به راه بينى برون آيد نيك نباشد . و بسيار بود كه سبب فرونرفتن چيز به مجراى طعام و آب ، ريشى يا آماسى بود در حلق و حنجره و ازاله آن ممكن باشد . و پديد آمدن خناق در غير روز بحران بد بود و مع ذلك اگر كفك بر دهان نياورد امكان خلاص باشد و ظهور كفك البته مهلك بود .