بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
180
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
و كلس البيض و كف دريا و تخم جرجير الماء و عصاره برگ عنب و تخم وى و تخم خيارين و صدف و طبيخ حلبه و اكليل الملك و استخوان پوسيده و تخم كدو و جرم تيزاب فاروقى جمله مناسب و جلادهنده بشرهاند خواه مفرود طلا كنند و خواه مركب . و بدانكه كدورتهاى موروثى مرتفع نگردد ليكن بدين تدابير اندك رونقى پديد آيد و همچنين كدورت ها مقتضاى طبيعت اصلى نيز تغيير نيابد . بيان دوايى كه طلا كنند و بگذارند مضرت آفتاب و سرما و گرما و باد از بشره بازدارد : مغز نان ميده در آب صمغ حل كرده يا در سپيده خايهء مرغ يا در كتيرا تر كرده و سپيده بيض تنها و صمغ آب تنها و كتيراى تنها هم نافع بود چون با آن ماليده باشد همواره و صندل سفيد سوده به آب و سفيداب اندر آن سرشته بر تمام روى طلا كنند و همچنان گذاشتن عظيم نافع بود و با صمغ آب بهتر نگاه دارند . تدبير رفع طركيدن و درشتى بشره [ علت ] اين حال از آب رسانيدن بر روى و بعده از آن استقبال باد و يا آفتاب و يا هواى سرد نمودن بسيار پديد آيد و زنان را در قرب اوقات حيض و گذشتن اوقات حيض از وقت مقرر بسيار پديد آيد ، جهت توجه فضلات به اعالى و از خشكى مزاج نيز افتد . علاج آنچه از باد و امثال آن بود حذر كنند و طلايى كه به جهت اين معانى مذكور شد قبل از اين به كار داشتن شبها و روز به لعابها شستن و بعد از آن چرب كردن مفيد آيد . و طلا كردن پيه تازه كه آن را با قدرى گلاب پخته باشند و بسته شده باشد و به دست آن را نرم كرده باشند دو سه شبانهروز پيوسته و بعد از آن استحمام نمودن بسى نافع است و مجرب . و آنچه از سبب بخار فضلهء حيض بود چون از حيض پاك شوند به استحمام و روشويه پاك شود . و آنچه از خشكى مزاج بود به تعديل مزاج مبادرت بايد نمودن و بعد از آن به طلاهاى مذكور به كار داشتن . تدبير رفع باد شنام و اين سرخى بود تيره و بد سيمايى كه در پوست روى پديد آيد شبيه به حال روى كسى است كه او را جذام بنياد شده . سبب اين خونى بود تيز و سوخته كه در شيب پوست متحقن گشته به جهت سده مسام روى از سردى هواى و گاهى خباثت ماده بدان رسد كه پوست روى را ريش سازد . علاج نخست فصد باسليق كنند ، آنگاه خون را از خلط محرق به مسهلى مناسب پاك سازند مثل طبيخ افتيمون و آب شاهترج با سكنجبين و مسهل حب سنگ سليمانى و اشباه اينها و بعد از تنقيه جدوار طلا مىكنند و سفال سوده آب خورده و تيزاب نرم و تفتيح مسام روى به نطولها و استحمام و امثال آن مفيد بود . تدبير رفع لكهاى روى لكها كه بر روى پديد آيد آنچه مايل به حمرت بود و پهن و درهم پيوسته با نقاط آن را نمش گويند . و آنچه مايل به سواد بود و پهن و درهم پيوسته آن را برش گويند .