بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

181

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

و آنچه نقطه نقطه و سياهى مايل بود آن را كلف نامند و عوام تكحه گويند و در بعضى كتب برش و كلف برعكس اين باشد . سبب جمله دفع طبيعت بود مر بخارى قليل الفساد را به جانب پوست و محتقن شدن او در جلد و مسام آن . و زنان را در اوقات حمل برش و كلف بسيار پديد آيد جهت برآمدن فضلات حيض به فم معده و صعود بخارات آن . و پيران را نيز بسيار افتد به سبب قصور هضم و ضعف فم معده و صعود بخارات فاسده آن . و بعضى اطفال را هم به سبب همين سوء هضم و صعود بخارات فاسده و مفسده كلف پديد آيد . و هركه را از اين لك‌ها پديد آيد از ضعف معده خالى نخواهد بودن و صاحب نمش را طرقيدن لب بسيار افتد جهت يبس مزاج و حدت خلط مدفوع به جلد و نازكى پوست لب و غلبه دريافتن از بخار معده را و هركدام از اين لك‌ها كه رقيق‌تر افتد برء آن اسرع باشد . علاج نخست فم معده را به قى پاك سازند اگر مانعى نباشد از حمل و امثال آن و بعد از آن تقويت نمايند به مداومت اطريفلات و يا مهارس و يا كيتى و اشباه اين‌ها . و آنجا كه ماده قوى بود اول به مسهل مناسب تقليل كنند و آن‌گاه به تقويت معده و اصلاح مشغول شوند و به ادويه جلادهنده كه در تزيين لون گفته شده ماليدن و مداومت نمودن نافع آيد . و كلف حوامل اكثر بعد از وضع حمل بر طرف شود به آهستگى و به تدبير ملايم . و كلف پيران كمتر علاج‌پذير بود جهت كهنگى جلد و قلت دم مصلح . و كلف اطفال به منع ادخال و امتلاء و شستن به جالىهاى مذكور زود به صلاح آيد . و آنچه در اين اصناف لك‌ها نفع آن مجرب است سيماب كشته است و كلس البيض و كف دريا و روغن خاك‌شوره كه در جوشانيدن از آن پديد آيد و انزروت و كلس تيزاب و كلس نقره و سيماب كه از تيزاب گرفته باشند مفرد و مركب و خواه همچنين بمالند سحق كرده و خواه به جالى سرشته طلا كند شب‌ها و به روز بشويند . و نحاسان سيماب را به تخم خربزه پاك كرده و مغز بادام شيرين يا تلخ سفيد كرده و ساييده مىكشند و هر ساعت از اين طلا مىفرمايند و هفته هفته روى از شستن بازمىدارند ، تمامى لك‌ها را رفع مىكند و اندر آب معادن نشستن و روى بدان شستن نافع بود . تدبير رفع اثر ضرب و ريش و نقوش آبله و غيره جمله چيزهاى جلادهنده قوى كه در تزيين لون و لك‌ها گفته شد طلا كردن نافع بود ليكن در هر طلايى امتدادى لازم بود . و تيزاب‌كارى نرم نرم مجرب است در دفع نقوش و اثر ريش و همچنين سياه‌دانه ساييده و به عسل سرشته طلا كردن و در حمام گرم شستن در دفع كبودى اثر ضرب . و گفته‌اند كه مردارسنگ با پيه صلايه كرده طلا كردن و هفته هفته گذاشتن پس به نمك آب گرم شستن اكثر آثار را ببرد و همچنين طلا كردن علك البطم و مصطكى و به نمك آب شستن . تدبير رفع خون كه در شيب پوست مرده شده آنچه به سركه خيسانيده طلا كنند و آنجا كه غلبه