يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
87
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
از هريك بيست درم افيون ده درم زعفران پنج درم سنبل و عاقرقرحا و قرقيون از هريك دو درم جند بيدستر يك درم زربناد و درد يخ عقربى از هريك نيم درم مشك و مرواريد ناسفته از هريك نيم مثقال همه را بكوبند و بهبيزند و به نود مثقال عسل سرشته هر روز دانكى غلوله كرده فروبرند غذا زرده تخم نيم برشت بصمغ عربى سوده خورند ورم الكليه ورم الكليه يعنى آماس كليه علامتش درد موى تب تيز و درد و يرى ركها و نرمى نبض است و در صفراوى تب تيز و فراشا و بيخوابى و زردى قاروره است و در بلغمى كرانى و قلت درد و در سوداوى رقت بول رباعيه چون كرده ورم كند نباشى غمناك * كارت چو بود برسم اهل ادراك كر ماده خون بود و كر خلط دكر از وى تن خويش بايدت كردن پاك قرحة الكليه قرحة الكليه يعنى ريش كليه علامتش خروج ريم و طهور قشور لحمى در بول است رباعيه اى آنكه ز ريش كرده باشى دل تنك * در بول تو قشرها بود لحمى رنك تا چنك تنت كند به صحت آهنك * يكچند مده رشته اكر از چنك ورم المثانه ورم المثانه يعنى آماس مثانه علامتش علامتش در جميع اقسام