يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
88
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
عسر بول است و درد موى تب دائمى و درد عانه و در صفراوى تب و هذيان و درد زهار بر وجهى كه كوئى سوزن مىزنند رباعيّه رباعيّه اى از ورم مثانه در عين و بال * بر عارضه تو عسر بول آمد دال كر نيست به غير خون و صفرا سببش * اخراج مواد كن بفصد و اسهال حصاه المثانه حصاه المثانه يعنى سنك مثانه علامتش ظهور ريكهاى سفيد يا خاكسترى رنك در بول است رباعيه از سنك مثانهات چو بد كردد حال * هر دم المت كند بجان استقبال از بهر علاج اين مرض نزد حكيم * نبود حجر اليهود را شبه و مثال طريق اختيار كردن حجر اليهود طريق اختيار كردن حجر اليهود را انست كه تخم خطمى و تخم كرفس و سنبل از هريك مثقالى بجوشانند و صاف كنند و نيم مثقال شلم آلو يا صمغ عربى در آب آن حل كرده و بقند سفيد شيرين كرده سه دانك حجر اليهود سوده اضافه نمايند و نيمكرم بياشامند و غذا نخود آب كنند قرحة المثانه قرحة المثانه يعنى ريش مثانه علامتش خروج ريم و خون و سوزاك و بدبوئى بولست رباعيه از ريش مثانهات چو كرده حاصل * دردى كه علاج آن نمايد مشكل چون پاك شود مثانه از مدّه بده * در شربت ريواج