يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

80

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

مثقال روغن بادام چرب نمايند و به صد مثقال مغز خيار شنبر سرشته صد مثقال عسل كداخته ضم سازند دلت كنند تا بهم سرشته شود از پنج مثقال تا هفت مثقال غلوله كرده فروبرند حيّات حيّات كه كرم معده كويند علامتش نفور از طعام چرب و دلشورا و پيچيدن ناف و خشكى لبها در بيدارى و آب رفتن دهان در خوابست رباعيه از بهر علاج كرم معده چو سلف * قنبيل و برنج و حب نيل آر به كف با تربد و قسط و سرخس و ترمس و شيح * مىكوب بشير كاو و مىخور ز شعف صفت ترتيب ادويه صفت ترتيب ادويه مذكوره فتيبل و برنك و سرخس و ترمس از هريك درمى حب النيل و تربد و شيح از هريك نيم درم همه را كوفته و پخته و بيك پياله شير كاو آميخته شير كرم بياشامند حبّ القرع حبّ القرع كه كدو دانه خوانند علامتش علامتش خروجش باجابت طبيعت و غير آنست رباعيّه از بهر كدو دانه بدستور سلف * خرما و برنك و مغز جوز آر به كف معجون كن و وقت خواب ميلش فرما * كاين ادويه را در اين مرض نيست خلف صفت معجون مذكور صفت معجون مذكور برنك دو مثقال مغز جوز ده مثقال خرماى هسته بيرون كرده پنج مثقال