يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
81
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
و اين فقير يك مثقال تربد بدستورى كه از استاد خود رحمه الله ديده اضافه مىنمايد و نفع عظيم مىبيند همه را جدا جدا كوفته بهم آميزند و در وقت خواب ميل كنند الدود الذى يشبه دود الخل الدود الذى يشبه دود الخل يعنى كرمى كه شبيه بود بكرم سركه علامتش علامتش خاريدن سر سفره و ظهور وى باجابت طبيعت است رباعيه در روده اكر پديد شد كرم ضعيف * خارد همه دم موضع مخصوص حريف چون شاف كنى ز صبر و شونيز رهد * از كرم ضعيف جسم بيمار نحيف زحير صادق زحير صادق يعنى كناك راستين علامتش علامتش آن بود كه بعد از اين طبيعت عارض شود و چون تخم ريحان و كنوچه و اسپغول و بارهنك و امثال اينها بشربت قند و كلاب دهند زود دفع شود رباعيه از كرمى اكر بود زحير صادق * رب بهى و انار باشد لايق باشد چو ز سردى نتوان مانع شد * كر برش عثا دهد طبيب حاذق صفت ربّ بهى صفت ربّ بهى در علاج قى تحرير يافت صفت برش عثا صفت برش عثا فلفل سفيد و بزر النبج از هريك بيست مثقال افيون ده مثقال زعفران پنج مثقال سنبل و عاقر قرحا و فرفيون از هريك مثقالى همه را بكوبند