يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

70

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

آن چيز گريزان مىباش فساد شهوه فساد شهوه كه كنايه از ميل كردن بكل و امثال آن است رباعيه آن را كه بود ميل كل و امثالش * بينى بره مرض دگرگون حالش هر خلط بدى كه باعث آن شده است * از معده برون كن بقى و اسهالش هيضه هيضه يعنى حركت مواد فاسده كه بقى و اسهال دفع شود رباعيه از هيضه كسى كه شد قى و اسهالش شد از قى و اسهال دكركون حالش از ماش و برنج و بال مرغش ده و ساز از زحمت اين عارضه فارغ‌بالش علاج امراض جكر ورم علاج امراض جكر ورم الكبد يعنى آماس جكر علامتش درد موى تب دائمى و درد و كرانى و سرفه خشك و مكچه است و در صفراوى تب تيز و زردى زبان و برآمدن صفراء بقى و در بلغمى نرمى آماس و در سوداوى محكمى آن رباعيه هركس كه جكر ورم كند از خونش * رك زن كه رسد نفع ز حد افزونش ور ماده‌اش خلط دگر آمده است * مسهل طلب و كن ز بدن بيرونش عطش مفرط عطش مفرط يعنى تشنكى كه از حد اعتدال درگذرد چون از كرمى معده يا جگر باشد علامتش آنست كه به آب سرد زياده از هواى سرد راحت يابد و چون