يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

69

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

علّت جوع البقرش * هر لحظه شود ضعف بدن بيشترش خوشحالى او فزون شود روز به روز * ميسوسن اكر دهند شام و سحرش صفت صفت مسيوس مسيوس رباعيه كل سوسن چهل عدد قسط نيمكوفته و قرنفل نيمكوفته و قصب الرزيره نيمكوفته و اسارون نيمكوفته و سنبل و مصطكى از هريك دو درم ملح انذرانى و سليخه نيمكوفته از هريك سه درم عود بلسان نيمكوفته چهار درم زعفران نيم درم مشك دو دانك روغن بلسان يا زيت يك درم و نيم مثلث شرعى كه شربت يوسفى كويند چهار من شرعى همه را در شيشه كنند و شش ماه بگذارند صفت مثلث صفت مثلث مذكور شيره انكور سى و سه من بجوشانند و كف بردارند تا ده من بماند بيست من آب اضافه نموده يك دو جوش ديگر بدهند و در خم كرده كرم بپوشانند تا به جوش آيد و از جوش بازايستد شهوت كلبيه شهوت كلبيه كه عبارت از بسيارى ميل بغذاء و عدم سيرى از آنست چون از بسيارى ريختن سوداء بفم معده باشد علامتش علامتش تيركى رنك و خشكى دهان و ترشى آروغ است علامتش رباعيه در شهوت كلبيه ترا كويم فاش * آب نخود و شرحه و اكرا خورد ماش هر چيز كه شور يا ترش يا تيز است * از خوردن