يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
58
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
تنكى نفس چون از بلغم بود علامتش عدم تشنكى و متضرر شدن از هواى سرد و نفع يافتن از هواى كرم است رباعيه تنگى نفس تو را چو سازد رنجور * يابد از وى بصحّتت راه فتور از بلغم اكر بود بده آنچه شده است * در عارضه زكام بارد مذكور اشارت بانچه تنكى نفس را مضر است رباعيه تنكى نفس اكر بكس كردد يار * دشمن بودش بوى بد و دود و غبار از بوى بد و دود و غبارش تبر است * آب خنك و امتلى و نوم نهار نفث الدم نفث الدم يعنى ظاهر شدن خون بسرفه يا تنحنح يا اخ يا تف رباعيه از نفث دمت چو كار كرد و دشوار * از آب جو و عدس غذا كن زنهار از شربت انجبار رغبت مىكن * با سوده صمغ و كهرباد كلنار صفت شربت انجبار صفت شربت انجبار انجبار نيمكوفته شش مثقال در يك پياله آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و بسى مثقال قند سفيد صاف كرده آميزند و بجوشانند تا بقوام آيد علاج امراض سينه و شش سل علاج امراض سينه و شش سل يعنى جراحت شش علامتش تب نرم دائمى و برآمدن ريم بسرفه است و فرق ميان ريم و بلغم انست كه چون ريم را بر آتش افكنند بوى بد ظاهر شود و چون بر روى آب