يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
57
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
و درشتى زبانست رباعيه آواز تو چون كرفت پندم بپذير * جزوى ز نبات و جزوى از مسكه بكير آميز بيكديكر و ميلش فرما * كو دشمن اقبال تو از غصّه بمير سعال يعنى سرفه رباعيه در سرفه تر بقول اهل تدبير * مىكن طلب طبيخ زوفاى كبير در خشك بود سرفه شراب خشخاش * ترتيب كن و ز خويشتن باز بكير صفت طبيخ زوفاء صفت طبيخ زوفاء كبير زوفا و پنج مخ تراشيده نيمكوفته از هريك دو درم پرسياوشان و تخم كرفس و پوست پنج باديان و تخم انجره و فرانسيون از هريك درمى همه را در يك پياله آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و بده مثقال نبات مصرى شيرين كرده نيمكرم بياشامند و غذا نخود آب كنند صفت شراب خشخاش صفت شراب خشخاش پوست خشخاش و تخم خشخاش از هريك دو مثقال و نيم در يك پياله آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و بسى مثقال قند سفيد صاف كرده آميزند و بجوشانند تا بقوام آيد هر روز از هفت مثقال تا ده مثقال نيمكرم بليسند و غذا مرغ جوان و عدس مقشر و اگر او گشنيز ترقتق شيره خشخاش كنند ربو ربو يعنى