يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

41

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

چو تر خواهد بود * حال تو ازين مرض بتر خواهد بود دارى چو به كار مرهم ابيض را * شام مرض ترا سحر خواهد بود صفت مرهم أبيض در قرحة الاذن معلوم شد رعاف رعاف يعنى رفتن خون از بينى چون سبب بحران باشد علامتش آن بود كه در روز بحران چون چهارم و هفتم و نهم و يازدهم و چهاردهم امراض حادّه عارض شود رباعيه خون رفتن بينى چو ز بحران باشد * گر بند كنى زان خطر جان باشد و اندم كه ز بحران نبود نزد حكيم * بستن بدقاق كندر آسان باشد بستن خون بينى بدقاق كندر و غير آن از ادويه رعافيه كه بعد ازين خواهد آمد چنان باشد كه كوفته و پخته در بينى دمند يا در آب كشنيز تر حل كرده بچكانند يا لته كتان كهنه را فتيله كنند و بسفيده تخم مرغ تر كرده بدان آلوده سازند و در سوراخ بينى نهند تعداد ادويه رعافيه تعداد ادويه رعافيه داروى رعاف آنچه مشهور بود * گر با تو نگويم ز وفا دور بود افيون و دقاق كندر و زاك و عدس * كلنار و اقاقيا و كافور بود زكام زكام يعنى فرود آمدن رطوبت از دماغ بجانب كلو يا بينى و بعضى آن را كه بجانب كلو فرورود نزله گويند