يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
29
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
تشمير كن اى خداوند ترا ممد تشمير بريدن پلك را كويند چنان كه كحالان دانند سلاق سلاق كه كنايت از غلظت و حمرت كرانه پلك و ريختن مژه است رباعيّه در پلك تو اى كه كرده غلظت بنياد * از من سخن مفيد مىدار به ياد اسفيده تخم مرغ و برك خرفه * آميز بروغن كل و ساز ضماد صفت روغن كل برك كل سرخ تازه پانزده مثقال در شيشه كنند و چهل روز در آفتاب كذارند يا كل سرخ خشك مشتى در يك پياله آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و نيم پياله روغن كنجد اضافه نموده بجوشانند تا روغن بماند شرناق شرناق كه زيادتى پيه در پلك بالا است علامتش كرانى پلك در وقت باز كردن چشم است رباعيّه در پلك تو شرناق چه پيدا گردد * تا آن وقتىكه دستكارى نكنند نادر باشد اكر مداوا كردد غرب غرب كه ريشى بود در كوشه چشم از جانب بينى علامت وى آن بود كه چون انكشت بر موضعش فشارند ريم بيرون آيد رباعيّه چون كرد ورم كوشه چشم و بكشود * نامش غرب آمد اى دلت معدن جود كرماش بخانيد و برد بگذارند * اميد بود كه رو نمايد بهبود