يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
30
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
جرب جرب كه درشتى و سر زدن پلك است و سبل سبل كه پرده است شبيه بركهاى درهم بافته بر سفيدى چشم حدوث جرب از رطوبت بورقيه است و تولد سبل از امتلاء دماغ و بزركى ركهاى چشم رباعيه در دفع جرب شياف اخضر بايد * وز بهر سبل شياف احمر بايد باشد جرب و سبل چو با يكديگر * تا نفع دهد ذر در اغبر بايد صفت شياف صفت شياف اخضر زنكار سه درم اقليمياى نقره و صمغ عربى و سفيداب از ريزانه هريك دو درم همه را بكوبند و بهبيزند و به آب سداب كه دو درم و نيم اشق در او حل كرده باشند بسرشند و شافها كنند صفت شياف احمر شادنج صفت شياف احمر شادنج مغسول شش درم صمغ عربى پنج درم روى سوخته و زاج سوخته از هريك دو درم زنكار دو درم و نيم زعفران و مرمكى از هريك دانكى و نيم صبر سقوطرى و افيون از هريك نيم درم همه را بكوبند و بهبيزند و به آب سرشته شافها كنند صفت ذرود اغبر توتياى شسته و شيح ارمنى سوخته از هريك دو درم نبات مصرى پنج درم