يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

19

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

نطول نطول شئ عبارت از آبى بود كه ان بيخوابى تو چونكه فرو نشد از حد افيون كه بود پسنده اهل خرد * در دهن بنفشه حل كن و بهر علاج هر نسب قدرى بمال از آن بر سر خود * صفت روغن بنفشه برك كل بنفشه پانزده مثقال روغن بادام كه صفتش در جمود كذشت صد مثقال در شيشه كنند و چهل روز در آفتاب نهند يا كل بنفشه خشك نيم مشتى در يك پياله آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و نيم پياله روغن بادام اضافه نموده بجوشانند تا روغن بماند علامت بد در بيخوابى رباعيّه بيمار تو هروقت كه خوابش نايد * گر در پى دفع آن شوى مىشايد با بيخوابى اگر بود سرد خشك * بگذار كه خواب اجلش بربايد جنون جنون يعنى ديوانكى رباعيه در ورطه ديوانگى آن‌كس كه فتاد * اول بايد مسهل سودايش داد وانكه ز معدلات بايد دادن * چيزى كه برد غم از دل و سازد شاد معدلات مفرّحه سردمزاج را امثال عود و عنبر است و كرم مزاج را نظائر صندل و كافور علاج جنون هم در علاج جنون رباعيّه هر تن كه ازو بديدهء عقل نمود * آثار و علامت جنون بايد بود