يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

18

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

و به‌بيزند و به آب باديان سرشته شاف كنند در علاج سبات هم در علاج سبات رباعيّه از عارضه سبات كردى چو كرخ * كردد بدنت فسرده بر صورت يخ ترتيب عمل اكر ز بهر تو كنند * نايد ز غم تو دوستان را آوخ ذكر عملى كه سبات و جميع علتهاى بلغمى را نافع بود سناء مكى پنج مثقال قنطوريون دقيق و پرسياوشان و باديان و شبت و حلبه و بابونه از هريك دو مثقال انجير پنج عدد همه را در يك كاسه آب جوشانند تا به نيمه آيد صاف كنند و ده مثقال فانيذ يا شكر سرخ و دو مثقال مقل ارزق و دو درم بورهء ارمنى يا نمك در آن آب حل كنند و صاف كرده يك مثقال تربد و نيم مثقال زنجبيل كوفته و پخته و پنج مثقال روغن بادام يا كنجد اضافه نمايند و نيمكرم عمل كنند سهر سهر كه بيخوابى است از حدّ اعتدال در كذشته چون از صفراء بود علامتش خشكى چشم و بينى و زردى قاروره است رباعيه صفراء چو شود سبب كه خوابت نايد * كر ميل شود مسهل آنت شايد چون مثقيه كرددت ز آب خشخاش * هر روز به آب جونطولت بايد