يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
17
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
سوداء در بىشعورى بحقنه كنند كه مذكور مىشود و در حين شعور بيكى از مسهلات كه در صداع سوداوى كذشت صفت حقنه صفت حقنه كه اخراج سوداء كند سنامكى خاصه پنج مثقال بسفايج نيمكوفته سه مثقال بنفشه و باديان و پرسياوشان و بابونه و ساق نيلوفر از هريك دو مثقال سپستان سى عدد همه را در يك كاسه آب جوشانند تا به نيمهء آيد صاف كنند و شكر سرخ و مغز فلوس از هريك ده مثقال در آب آن حل كرده و صاف نموده دو مثقال روغن بادام و سه مثقال روغن بابونه كه صفت هريك در صداع سوداوى دانسته شد اضافه نمايند و نيمكرم حقنه نمايند سبات سبات كه خوابى است در غايت كرانى علامتش در بلغمى علامتش در بلغمى آب رفتن دهان و رطوبت بينى و نرمى نبض و سفيدى بول است رباعيّه هركس كه بود سباتش از راه صلاح * بايد كه باهتمام در شام و صباح از بوره و مقل شافسازى كه بود * او را ز براى باب صحت مفتاح صفت شاف صفت شاف مذكور مقل ازرق يك مثقال بورهء ارمنى يا نمك نيم مثقال بكوبند