عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
94
رساله بيخ چينى ( فارسى )
خواه اين ظن صواب باشد و خواه خطا و سبب نفع كلى اين دوا در بدن از چند وجه است و محتمل است كه از تمام وجوه باشد و محتمل است كه غير معلوم از وجوه زياده از معلوم باشد و لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ - وجه اول آن است كه بخار اين دوا بعد از طبخ و نفج كامل و تلطيف حرارت طبخ آب و تمريخ اين دوا هم در ظاهر بدن و هم در باطن او تاثير مىكند - اما در ظاهر ، ظاهر است و اما در باطن ، جهت نفوذ او در باطن از رهگذر استنشاق و تنفس ريه ازال اثر كلى بدماغ و انف و مجرى ميان انف و فم و حلق و قصبهء ريه و دل مىرسد و از حدت كه شرايين از فم مسام بدن مىكند همه جاى باطن مىرسد و خود آن بخار كه از مسام باندرون رفته بواسطهء سرعت عوض بسيارى از مواضع بدن مىرسد - پس چنين ظاهر شد كه هيچ جا نيست از بدن كه اين بخار دران تاثير بسيار ندارد - وجه ثانى از تاثير اين دوا خوردن آب گرم او است كه بالخاصيت و بالطبع منجذب مىشود در عروق زياد از آنكه فقط منجذب مىشود و اين معنى بر شارب اين دوا ظاهر است كه از خوردن آب او اصلا ثقلى نمىيابد و سبب سرعت انجذاب آنست كه اين آب بحرارت طبخ در غايت لطافت شده به جهت آنكه سر آن را بستهاند و بخار آن چون راه بيرون ندار د بسر ديگ مىرسد و مستحيل به آب مىشود و باز در ديگ مىريزد و على هذا آب او در لطافت بمرتبه اعلى رسيده و اينچنين آب چون در معده رسد زود در عرق نفوذ كند و بجگر و سائر اجزاء بدن مىرسد خاصه كه حرارت طبخ هنوز با اوست و اين موجب سرعت نفوذ او است و چون خود در كمال رقت و لطافت است چون اخلاطى كه ممازج و مصاحب اويند لطيف مىشوند و رقت ايشان زياده از قدر طبعى مىشود و معلوم است كه همچنانكه مدد غذا