عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
95
رساله بيخ چينى ( فارسى )
مىرسد كه اگر منقطع شود آن عضو ضعيف و فانى مىشود و همچنين مواد امراض با وجود آنكه صلابت زياده از قدر متعارف داشته باشند اغتذا بمواد مناسب مىكند و هرگاه مواد بدنى اين حال پيدا كرد مرضى كه از آن نشو و نما داشته باشد در كمال لين و رخاوت و ضعف خواهد بود و هرگاه كه اين حال يومافيومابرو وارد شود بسيارى نمىگذرد كه از آن مرض اصلا اثرى نمىماند - وجه ثالث آن است كه بدن متكيف بكيفيات متحمل مىشود و اين كيفيت مىماند در بدن بواسطهء تواتر ورود آن و عدم انفصال به آب و غير آن و عدم تبديلى ثياب و مسامات بدن اكثر اوقات متفتح است اين موجب وصول كيفيت دواست باعماق بدن و در تحت الجلد خود البته مىرسد و از انجا شيئا فشيئا با قاصى بدن بواسطه آنكه حرارت درو تاثير بسيار دارد و از اخلاط حاره حاده مصاحب او است تحليل تمام نيست و در وسخ نيز بسيارى از ابخره نيز در منافذ جامه است و اين مستلزم آن است كه تحليل قوى حاصل شود خاصة در جلد و ما دون او و آنچه دور است از مسام بواسطهء آنكه اثر ما فى المسام به او مىرسد آن نيز تحليل مىبايد - وجه رابع آن است كه ترك ملح مصلب محفف مىكند و در اعضا بواسطهء آن لين و رطوبت حادث مىشود و از نمك اعضاء صلب مىشود و نفوذ دوا درو متغير مىشود و قوام رطوبات را نيز غليظ مىكند و منجمد مىسازد و براى اين معنى در مولود آب نمك بر اعضاى او مىپاشند تا صلب شود و از مماسات ثياب صلبه و هواى بارده متضرر نشود -