عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
91
رساله بيخ چينى ( فارسى )
مىدادند ايشان يقين كه فائده عظيم مىيافتند اما چون خواص تمامى اين بيخ مردم را معلوم نبود به عمل نمىآوردند و در جرب بواسطه آنكه مواد تحت الجلد را به عرق دفع مىكند نفع تمام دارد و اما او بمشقت پرهيز برابرى ندارد او خالى از نفعى نيست و در اورام صلبه سفيد و سياه و ورم بيضين نفع عظيم دارد و در مفاصل سوداوى نافع است - اين است منافعى كه ازين بيخ اكثر مشاهده اين احقر شده - تنبيه - در نفع او در ازالهء عادت افيون : از افيون بواسطهء تقليل دم و روح مضرت عظيم بشارب آن مىرسد و آنكه ترك نمىتواند كرد چنانچه در رساله كه در افيون تاليف كردهايم ، سبب آن است كه روح و حرارت بدنى بواسطهء قلت وافى قادر باقلال بدن نيست و از خوردن آن اجتماع حاصل مىشود كه به قوت تمام عود مىكند و لا يزال درين حال و مبتلا به اين و بال است و بيخ چينى چنانچه مذكور شد ترقيق خون مىكند و از خون رقيق روح بسيار متولد مىشود - پس ضعفى كه از افيون حاصل مىشود و برودت و يبوستى كه او را هست به حرارت لطيفه و رطوبت ذاتيه يا عرضيهء او زائل مىشود خاصهء در زمان طويل ، و غالب آن است كه به تدبيرى ديگر در ازالهء غائله افيون حاجت نمىشود و خواجگى پسر خواجه شمس الدين محمد همدانى بعد از آنكه بيست سال افيون و برش و مانند اينها بافراط مى خورد ، بيخ چينى خورد و از خوردن آن عادت او بر طرف شد و به قوت و حال اول عود نمود و بسيارى نظير او چنين كردند و كسانى كه بواسطهء تسكين اوجاع قديمى افيونى شده بودند چون آن اوجاع را بر طرف ساخت ، اين عادت را نيز بر طرف كردند و چندان مشاهده نموده كه حصر آن مشكل است كه به جهت عادت خوردند و فائده يافتند و بدانكه منافع كه در نسخههاى نوشتهاند مطلقا درست نيست و مطلقا نيز باطل نيست و ما از براى هريك از صواب