علي بن حسين انصارى شيرازى
90
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
در تحفه مىنويسد : ثمرة الطرفا بار درخت گز است بزرگتر از عذبه كه ثمره اثل باشد صاحب محزن الادويه مىنويسد : به فارسى كزبار و معرب كزمازج است و بهندى يرىمائين نامند ثمرة الشوك المصرى جلنار است و گفته شود ثمرة الشجرة الدوام مقل مكى است و گفته شود ثمرة العليق بپارسى در گويند و بشيرازى توث خوانند و در عليق گفته شود ثوم بپارسى سير گويند و بستانى و برى بود و كراثى بود و ثوم كراثى مركب بود و قوت از ثوم و كراث و طبيعت ثوم گرم و خشك است در چهارم و گويند در سيم و در حرارت و برودت از بصل اقوى بود و محلل نفخ بود چون با عسل و روغن حب البان بياميزند و بدان بمالند موى بروياند و خاكستر وى با عسل بر بهق طلا كردن نافع بود و بر داء الثعلب و جرب و قوبا را سود دهد و خوردن وى خام يا بريان كرده يا پخته حلق را صافى كند و سرفه كهن كه از سردى بود سود دارد و خوردن وى كرم را بكشد مجموع و علق از حلق بيرون آرد چون بكوبند و با سركه غرغره كنند و چون در طبيخ ورق وى و ساق وى نشينند حيض براند و مشيمه بيرون آورد و گزندگى جانوران و سك ديوانه و رتيلا و ابن عرس و عقرب و افعى با شراب خوردن و ضماد كردن نافع بود و طبع نرم دارد و بول براند و روده را نافع است وقتى كه بىتب بود و مقوى باه بود و منى بيفزايد و قولنج و عرق النسا را نافع بود اما مصدع بود و مضعف چشم و چون پخته بود حرارت و حرقت وى كمتر بود و مصلح وى ترشى و روغن و گوشت فربه كند و صاحب تقويم گويد مصلح وى بنفشه و مليله و بدل وى ثوم برى بود و صاحب تقويم مصلح ثوم بستانى بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ثوم را بهندى لهسن گويند صاحب تحفه ثوم مجرى را اسقورديون گويد لاتين ALLIARIA O FFICINALISALLIUM SATIVUM انگليسى GARLIC - MUSTARO GARLIC فرانسه ALLIAIRE OFFICINAL - AIL ثوم الحيه ثوم برى بود و گويند اسقورديون است و گفته شد مرضهاى سر و فالج و لقوه و خدر را نافع بود و جالينوس گويد فالج و لقوه و جذام و برص و بهق را سود دهد و چون با عسل كف گرفته بياشامند و ديسقوريدوس گويد و جرب و بهق زايل كند و چون بدين صفت استعمال كنند بگيرند ثوم برى و خردل بكوبند و به آب رازيانه تر بسرشند و تخم رازيانه كوفته و بيخته و عسل كف گرفته در حمام مثل نوره طلا كنند و در هر سه روز يك نوبت و رها كنند تا با عرق فرود آيد و باقى صفت وى در سين گفته شود ثيل نجيل و نجير خوانند و بپارسى كيا خوانند و آن نوعى از حرشف باشد و طبيعت وى سرد و خشك است در اول و گويند معتدل است جراحتهاى تازه را نافع است و منع نزله بكند و بيخ وى و تخم وى منع قى بكند و ادرار بول بكند تمام و اسهال باز دارد و تخم وى لعوق سازند سنگ گرده بريرزاند و طبيخ آن ريش مثانه را نافع بود در مخزن الادويه مىنويسد : ثيل بكسر ثا لغت عربى تخم و تخمه و خومه و بتركى پيلان افردى و در تنكابن كرك چرواش و به فارسى بيدگياه نامند و گويند آن نوعى از حرشف است صاحب تحفه مىنويسد : بلغت تركى ئيلاناودى گويند و آن نباتيست كه در كنار آبها و زمين نمناك رويد و بر روى زمين پهن مىشود و شاخهاى او دراز با بندهاى بسيار و برگش سياه و ريز است . . .