علي بن حسين انصارى شيرازى
77
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بول الحمار كميز خر چون بياشامند درد كليه را زايل كند بوش دربندى شيافى است كه از ارمن آورند و آن نباتى است كه همچنان مىكوبند و شياف مىسازند طلا كردن بر ورمهاى گرم و نقرس گرم بغايت نافع بود و ملين و مبرد بود و بر بثرها طلا كردن سودمند بود طبيعت آن سرد و خشك است در آخر درجه اول رازى گويد چون به آب عنب الثعلب بر نقرس طلا كنند منفعتى عظيم بدهد و بدل آن حضض بود يا شياف ماميثا بهرامج زيق گويند و ضومران نيز خوانند و عطفل هم گويند و گل بيد بلخى خوانند بپارسى بيدمشك خوانند و به تبريزى كلهموش و بكرمانى كربكو طبيعت آن معتدل است نطول كردن محلل نفخ بود از هر عضوى كه باشد و بوئيدن آن محلل رياح غليظ بود از سر و شكم براند و محرور را نافع بود و درد سر كه از بخار مره صفرا بود ساكن گرداند و اگر با كنجد بپرورند مانند بادام در بنفشه و روغن از وى بگيرند روغنى خوش بود و اگر بعوض كنجد بادام كنند لطيفتر بود و در صفت ادهان منفعت وى گفته شود لاتين SALIX SYGOSTOMON فرانسه SAULE EGYPTIEN انگليسى EGYPTION WILLOW بهق بوزيدان است و گفته شود صاحب تحفه بهج را بوزيدان مىداند بهرام و بهرمان عصفر است و گفته شود صاحب تحفه مىنويسد : بهرمان صاحب جامع تميمى گويد اسم فارسى ياقوت است بهق الحجر خزاز الصخر است صاحب بحر الجواهر بهق الحجر را جوز جندم مىداند بَهمَن دو نوع است سرخ و سفيد بهترين آن سفيد بود و خشك است در دوم و مسيح گويد گرم است در دوم و تر است خنقان را عظيم نافع بود و دل را قوت دهد و منى بيفزايد و باه را برانگيزد و فربهى آورد و سنگ مثانه بريزاند و در تقويت دل نظير ندارد و شربتى از وى يك درم بود و اسحق گويد مضر است بسفل و مصلح وى انيسون بود و بدل آن به وزن آن تودرى و نيم وزن آن لسان العصافير صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اسمى است فارسى و آن بيخى است شبيه به زردك كوچكى و با اندك صلابت و كجى و با خشونت قليلى . . . صاحب بحر الجواهر نوع ابيض بهمن را جزر برى مىداند