علي بن حسين انصارى شيرازى
78
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بيض بهترين وى تازه بود از مرغ خانگى و زرده وى فاضلتر و بايد كه نيم برشت كنند و صنعت نيم برشت آنست كه اگر با پوست در ديگ آب جوشان اندازند و سيصد بار بشمارند و اگر بىپوست بود صد بار و زردهء آن گرم و تر بود و سفيده سرد و تر و باهم معتدل بود در گرمى و سردى و تر بود و غليظ و نيمبرشت زودتر هضم شود و غذا بهتر دهد جهت حلق و سرفه و سده نافع بود و باه را زياده كند و زردهء وى بريان كرده قابض بود و چون بر كلف طلا كنند زايل گرداند و سوختگى آتش را نافع بود و منع ورمها كند در حقنه جهت قرحهء امعا نافع بود و در سوختگى كه از آب گرم بود با پشم بمالند نافع بود و جهت جراحت مقعد و خصيه نافع بود و چون با سركه بپزند شكم به بندد و ذوسنطاريا را نافع بود اما ديرهضم شود خاصه منعقد آن و اگر ادمان خوردن آن كنند كلف آورد و مطجن وى بد بود و سنگ گرده تولد كند و تخمه آورد و قولنج و دفع ضرر او آن بود كه فلفل و زيره دارچين با آن خلط كنند و بعد از آن زنجبيل مربا خورند و سفيدهء آن اگر در گوش چكانند كه ورم گرم بود سرد گرداند و درد را ساكن كند و اگر بر سوختگى آتش بمالند سود دهد و اگر صوف بدان تر كنند و بر چشم بندند درد چشم را بغايت نافع بود و اگر تخممرغ همچنان خام بياشامند گزندگى مار را نافع بود و نيمگرم آشاميدن قرحهء مثانه و قرحهء گرده و خشونت سينه و نفث الدم و نزله را سودمند بود بيض الاوز و النعام و البط خايه مرغ آبى و شترمرغ و بط بهترين آن تازه بود نيمبرشت معتدل بود در گرمى ليكن غليظ بود و مضر بود به قولنج و رياح و دوار و مصلح آن سعتر بود و نمك بيض العصافير بيضه گنجشك باه را زيادت كند و بيشتر از همه بيضها اين عمل كند بيض الحجل نيكوترين بيضه كبك تازه بود و لطيفتر از بيضه مرغ خانگى بود ناقهان را نافع بود و بيضهء تدرو و مرغ خانگى و كبك مقوى دل و مستجمع اوصاف ثالثه باشند و مضر بود باصحاب كدو و مصلح آن مثلث بود بيض الحبارى و اللقلق خضابى بغايت نيكو بود موى را بيش بدترين زهرهاست و در غايت گرمى و خشكى بود و تيزى بر برص طلا كردن نافع بود و جذام با ادويهء ديگر و وى سم قاتل مهلك بود مقدار دانگى كشنده بود و ترياق وى بيش موش است و پادزهر با مشك و ماء فرفين كه آن جدوار است و وى از سم افعى بيشتر و زودتر نفوذ كند و قرون سنبل نوعى از آن است و گفته شود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بيش بكسر با و سكون يا و شين بيخى است بهندى و انواع دارد و همه كموبيش سمى ( باختصار ) صاحب تحفة المؤمنين مىنويسد : بيش را بهندى بش نامند و او بيخى است صلب در بلاد چين و كوهى كه هلاهل خوانند و لهذا زهر هلاهل حادث از اوست بيشموش بيشموش حيوانيست مانند موش كه معروف است به فارة البيش و در بن درخت بيش جايگاه دارد و نافع بود جهت برص و جذام و ترياق بيش بود و هر زهر كه از نباتات و حيوانات باشد