علي بن حسين انصارى شيرازى
76
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بولوطيخون بيونانى يعنى كثير الشعر و آن پرسياوشان است بول الناس كميز آدمى چون با خاكستر رز بر جايى كه خون رود ضماد كنند خون بازدارد و حكه و سعفه و برص خاصه با به ورق و آب حماض طلا كنند و جهت گزندگى سگ ديوانه و هر گزندگى كه بود سودمند بود و جهت مجموع زهرها نافع بود چون با پوست انار جوشانيده در گوش چكانند كرم كه در گوش بود بيرون آورد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بول به فارسى كميز و شاش و بهندى موت و مشهور به پيشاب است بول الصبيان كميز كودكان چون در ظرفى مسين با عسل بپزند سفيدى چشم و دانه و ريش و رمد و تاريكى چشم را ببرد و دردى بول كه در بن ظرف نشسته باشد چون چند روز بر اين بگذرد بر جمره بيندازند ساكن گرداند و چون با روغن حنا سحق كنند و زن به خود برگيرد درد رحم را ساكن كند و اختناق آن و نافع بود جهت گزندگى افعى و عقرب بحرى و صخرى و گزندگى سگ ديوانه و جهت جرب و حكه و برص و جذام سودمند بود و جهت ماده كه از گوش روانه بود چون با پوست انار بياميزند و در گوش چكانند نافع بود و جهت گزندگى همه حيوانات نافع بود بول الدواب سودمند بود جهت درد مفاصل چون در آن نشينند يا طلا كنند بول الابل كميز الابل يعنى بول شتر بهترين بول جمل اعرابى بود كه آن را نجيب خوانند طبيعت آن گرم و خشك بود و در وى قبضى بود و باه را زيادت كند چون بياشامند و چشم را نافع بود و استسقا و صلابت سپرز را سود دهد خاصه چون با لبن لقاح بياشامند و مفتح سدّه مصفات بود به قوت و اگر در گوش چكانند ريش گوش را نافع بود بول الكلب كميز سگ چون بگيرند و رها كنند تا منعقد شود و موى بدان بشويند موى را سياه گرداند و بهترين خضابات بود و بر ثاليل استعمال كردن قلع كند بول المعز كميز بز درد اعضاى را نافع بود و جهت تشنج و استسقا آشاميدن آن نافع بود بول البقر بهترين كميز گاو نر بود بهق را زايل كند و خرراز را نافع بود و اگر با مر بگدازند و در گوش چكانند درد گوش كه از سردى بود زايل كند و چون در آن نشينند درد معدههاى سرد و بواسير را سود دارد بول الخنزير البرى سودمند بود جهت سفيدى چشم خاصيت وى آنست كه چون بياشامند درد گرده زايل كند