علي بن حسين انصارى شيرازى

69

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

بطارس بلغت يونانى سرخس است و گفته شود بطر الاون بلغت يونان دهن الحجر است و آن نفط بود و گفته شود بطباط عصى الراعى است و گفته شود بعر الضب بپارسى سرگين سوسمار است و پشك سوسمار نيز خوانند بهترين وى سفيد بود و گرم و تيز بود برص و كلف را نافع بود و سفيدى كه در چشم بود زايل كند و چشم را جلا دهد و قوت باصره بدهد و حكّه را نافع بود و بشيرازى ماترنك خوانند بعر الماعز بپارسى سرگين بز گويند و بشيرازى پشكل بز طبيعت آن گرم و خشك بود خنازير را تحليل دهد به قوت و ورم سپرز و ورم صلب را سود دارد و اگر به پشم پاره بر خود برگيرند سيلان رحم بازدارد و اگر سحق كنند و با عسل بسرشند و طلا كنند درد مفاصل را نافع بود و اگر با شراب بر گزندگى افعى ضماد كنند نافع بود و چون بسوزند و با سركه بسرشند و بر گزندگى سگ ديوانه طلا كنند سود دهد و سرگين بز كوهى داء الثعلب را نافع بود و محلل صلابات مفاصل و ورم آن بود . . . و بر استسقا در آفتاب ضماد كنند و با سركه بر گزندگى جانوران طلا كنند سم آن را جذب كند بعر الضان بپارسى سرگين ميش گويند و بشيرازى پشكل گوسپند چون با سركه بر ثاليل ضماد كنند نافع بود و بر سوختگى آتش طلا كنند نافع بود و با روغن بر گوشت زياده نهند نافع بود بعر الجمل بپارسى پشكل شتر گويند و چون بر ثاليل بندند و بخور كند قطع كند و خون از بينى بازدارد چون خشك كرده بسايند و بر بينى دمند چون با ادويه جهت صداع بياشامند نافع بود و محلل خنازير و دانه‌ها بود چون تر وى بر وى ضماد كنند درد مفاصل را نافع بود بقم چوب درختى بود كه از طرف هند خيزد و زنگبار و صباغان استعمال كنند و طبيعت آن گرم و خشك است در دوم گوشت بر جراحت بروياند و قطع خون كه از هر عضو باشد بكند و ريشها خشك گرداند بقس بيونانى بقسين خوانند و اهل شام شمشار گويند و ورق آن مانند ورق مورد بود و تخم آن هم مانند تخم مورد بود و قابض بود و چون بياشامند شكم ببندد و شريف گويد نشارهء چوب وى چون با حنا بسرشند و بر سر ضماد كنند صداع را نافع بود و