علي بن حسين انصارى شيرازى
55
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
برهليا بزر الرازيانج است و گفته شود برغست نملول و عملول و فوهل گويند و آن قثاء برى است و شجر البهق و شحم العرض نيز گويند و در قاف گفته شود برسن قطن است و طوط و عطب و كزسف نيز گويند و كهن آن را قصم گويند برنجمشك فرنجمشك است و گفته شود بردوسلام لسان الحمل است و گفته شود برغوقى بزرقطونا است و گفته شود برم پژم نيز گويند شكوفه مغيلان است و در قوت مانند بيدمشك بود برقانيا فاشر است و گفته شود بدقوق مشمش است و گويند ادرك است كه آن را آلوچه گويند و گفته شود برابران سطاريون است و گفته شود برنجاسف به عربى شويلا خوانند و بپارسى برتراسك گويند و چند اسم ديگر دارد و گفته شود بهترين وى زرد بود و طبيعت وى گرم است در دوم و خشك است در آخر درجهء اول منفعت وى آنست كه جهت صداع سر ضماد كردن يا نطول بغايت نافع بود و ملطف و مفتح بود و صاحب دوار را نافع بود و سنگ گرده بريزاند و اگر در طبيخ آن نشينند حيض براند و ريش رحم را پاك كند و بچه بيندازد و مشيمه بيرون آورد و ورم رحم را نافع بود و اگر سه درم از وى بياشامند همين عمل كند كه ياد كرده شد و اگر بسوزانند و خاكستر آن بر ريش قرح افشانند خشك گرداند و اگر با عسل بياشامند كرم را بكشد و حب القرع نيز سده بينى و