علي بن حسين انصارى شيرازى
49
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
آنكس از هيچ مار نترسد و هيچ گزنده گرد وى نگردد و ابن زهر در خواص آورده است كه چون دنبال وى همچنين با پوست و گوشت و استخوان بسوزانند و سحق كنند با شراب بر قضيب طلا كنند در حال نعوظ آورد و بر هر حيوان كه طلا كنند همين عمل كند و گويند ايل را زهره نيست و چون تير بوى زنند و پيكان در وى بماند چون مشك طرامشيع به خود بيندازد و گويند قرن مجرق ايل درد قولنج را نافع بود تا حدى كه گويند درد ساكن كند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ايل بكسر همزه و فتح ياى مشدده لغت عربيست آن را ايل جهت آن گويند كه پناهگاه خود را در مفارهاى كوه سازد و به فارسى گوزن و گاو كوهى و بهندى بارهسينكها نامند و باره بلغت ايشان دوازده و سينكه شاخ است جهت آنكه شاخ آن اكثر منشعب به دوازده شعبه مانند شاخهء درخت مىباشد و بسيار صلب هست شبيه بدندان در جرم بلكه از آن صلبتر بخلاف شاخ حيوانات ديگر و در تقسيم آنكه در دامن كوهها و درختان بود را وعل و بتركى جوبرو و آنكه در كوههاى گرمسير بود بحمور نامد و گويد طويل العمر است و در گذشتن هر صد سال شانهء ديگر در او پيدا شود و از تعداد شانه سن وى را مىتوان دريافت و از قول حكيم مؤمن مىنويسد كه جد وى ايلى با هفت شانه ديده است ايرسون طلق است و گفته شود ايرسا بيخ سوسن آسمانگون است و نام وى ايرسا از بهر آن گويند يعنى قوسقزح و گل وى زرد و سفيد و لاجوردى بود و بهترين وى بيخ وى بود سياه و صلب و بسيار گره بود و خوشبوى طبيعت وى گرم و خشك است در دويم منفعت وى آنست كه فالج و تشخ و صداع مزمن را نافع بود و مفتح لطيف بود چون بر كلف و تمش طلا كنند نافع بود و سينه و شش را از اخلاط غليظ پاك گرداند و بول و حيض را براند و بر گزندگى مار و بر موضع گزندگى جانوران طلا كنند نافع بود و گويند سودمند بود جهت حدت زهرهاى كشنده و ادويه سميه و اگر هفت درم از وى با ماء العسل بياشامند مسهل بلغم غليظ بود و مره صفرا براند و خواب آورد و جالينوس گويد عرق النسا و نقرس و فالج را نافع بود خاصه روغنى كه در وى پخته باشند و چون با عسل فرزجه كنند و زن به خود برگيرد بچه بيندازد و چون بكوبند و بر خنازير و ورمهاى صلب ضماد كنند نرم كند و اگر سحق كنند و بر ريش كه ناصور شده بپاشند گوشت بروياند و اگر با روغن گل و سركه بر سر ضماد كنند درد سر را نافع بود و روغن وى در بينى چكانند گند بينى ببرد و اگر بطبخ وى مضمضه كند درد دندان و ملاذه را نافع بود و اگر در آن نشينند صلابت رحم و درد آنكه از سردى بود نافع بود و چون با شراب بياشامند درد جگر و سپرز را نافع بود و روغن وى چون در گوش چكانند با سركه درد ساكن كند و رفع نزلات كند و روغن وى مفتح افواه بواسير بود و رازى گويد بدل آن در اسهال آب دو دانك وزن آن مازريون با سه اوقيه لبن لقاح بود و اسحق گويد ايرسا مضر شش بود و مصلح وى عسل بود و ايرسا را بپارسى بيخ سوسن صحرائى خوانند و مؤلف كتاب گويد تخم وى از جمله منومات است اگر بيخ وى قدرى بر دندانى نهند كه درد كند بريزاند و بايد كه بر دندان ديگر نرسد كه اگر برسد ممكن بود كه آن را هم بريزاند و السلام صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ايرسا بكسر همزه و سكون يا بلغت يونانى بمعنى قوسقزح باشد جهت مشابهت رنگ گل آن بدان و برومى ايريمون و بسريانى عقارا سوسانى نامند و به فارسى به بيخ بنفشه است ROOT OF THE IRIS